بایگانی دسته بندی ها: تیونینگ

تیونینگ

Electric-Turbocharger-05.jpg

توربوشارژر و سوپرشارژر الکتریکی چیست؟

تعداد زیادی از خودروهای جدید در حال فروش با پیشرانه‌های توربو عرضه می‌شوند تا بتوانند مصرف سوخت کم و عملکرد بهتری را ارائه دهند. این تکنولوژی سالیان سال است که وجود دارد اما تعداد محدودی از خودروسازان در حال حاضر از توربوشارژرهای الکتریکی در خودروهای خود استفاده می‌کنند. این سیستم‌ها چگونه کار می‌کنند؟ با ما باشید تا پاسخ این سؤال‌ها را بیابید.

171521_powerpulse_spool_up
خب در ابتدا بیایید یک‌بار دیگر طرز کار توربوها و سوپرشارژرها را با همدیگر مرور کنیم.

پیشرانه‌ها با سوزاندن مخلوط هوا و سوخت قدرت تولید می‌کنند. هرچقدر که این مخلوط سریع‌تر بسوزد قدرت بیشتری تولید می‌شود. توربوشارژرها و سوپرشارژرها هوای بیشتری را به داخل پیشرانه می‌فرستند و به آن اجازه می‌دهند تا سوخت بیشتری را سوزانده و قدرت بیشتری تولید کند. سوپرشارژرها توسط یک پولی از سوی پیشرانه کار می‌کنند درحالی‌که توربوها از گازهای پرفشار اگزوز برای چرخش توربین سود می‌برند.

turbo_2
سوپرشارژرها مستقیماً توسط خود پیشرانه کار می‌کنند و به عنوان نتیجه به تولید قدرت آنی کمک می‌کنند. توربوها بیشتر تمایل دارند تا کم‌مصرف و با راندمان بالا باشند زیرا انرژی تلف شده‌ی اگزوز داغ را به قدرت مفید تبدیل می‌کنند. هرچند، پس از فشار پدال گاز، اندکی طول می‌کشد تا توربین به چرخش درآید به این معنی که تحویل نرم قدرت در پیشرانه‌های توربو به اندازه‌ی نسخه‌های مجهز به سوپرشارژر نیست. ما این تأخیر را با عنوان لگ توربو می‌شناسیم.

خب با این مقدمه‌ی ساده به بحث خودمان برمی‌گردیم. توربوهای الکتریکی به منظور ترکیب کارایی سیستم‌های توربو با پاسخ سریع سوپرشارژرها و حذف لگ توربوها طراحی شده‌اند. این سیستم‌ها، توربوی سنتی را با کمپرسور هوای الکتریکی کوچکی ترکیب کرده‌اند. این کمپرسور با استفاده از پیشرانه‌ی قدرتمندی کار می‌کند. زمانی که پدال گاز فشار داده می‌شود، پیشرانه‌ی یاد شده کمپرسور هوا را مجبور به ورود آنی هوای سرد به داخل پیشرانه می‌کند. این موضوع تحویل نرم قدرت را حتی پیش از آنکه توربوی پیشرانه سرعت گیرد تضمین می‌کند. زمانی که توربوشارژر مرسوم به حدی کافی دور گرفت، سیستم الکتریکی به منظور صرفه‌جویی در مصرف انرژی خاموش می‌شود.

2017-Audi-SQ7-109-876x535
اولین خودروی تولیدی که از این تکنولوژی استفاده کرده آئودی SQ7 می‌باشد. سیستم توربوی الکتریکی در پیشرانه‌ی ۸ سیلندر ۴ لیتری توئین توربوی دیزلی این خودرو بکار رفته و خروجی ۴۳۵ اسب بخاری پیشرانه باعث ثبت شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت ۴٫۸ ثانیه‌ای می‌شود.

175272_volvo_v90_location_profile_1
ولوو سیستم جایگزینی را توسعه داده که هوای فشرده شده را در محفظه‌ای در زیر پیشرانه ذخیره می‌کند. زمانی که شتاب آنی خودرو نیاز باشد یک سوپاپ باز شده و این هوای پرفشار به خود توربو راه یافته و باعث چرخش سریع توربین می‌شود. این سیستم در مدل‌های دیزلی D5 ولوو S90، V90 و XC90 بکار رفته و به کاهش بیش از نیم ثانیه‌ای شتاب‌های صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ثانیه‌ی مدل‌های یاد شده کمک کرده است.

اما تا به اینجا از مزیت‌های توربوهای الکتریکی صحبت کردیم. آیا این سیستم‌ها نقاط ضعفی هم دارند؟ هدف این سیستم‌ها بیش از آنکه کاهش مصرف سوخت یا آلاینده‌ها باشد، افزایش پرفورمنس خودرو است. البته می‌توان این سیستم را در زمانی که موردنیاز نیست خاموش کرد و همین امر به خودرو اجازه می‌دهد تا حداکثر راندمان را داشته باشد.

Electric hybrid turbo
همانند هر تکنولوژی جدیدی، توربوشارژرهای الکتریکی نیز تا زمانی که متداول‌تر شوند، کاملاً گران‌بها خواهند ماند. همچنین میزان اعتماد و اطمینان این سیستم‌ها نیز ناشناخته است. از سوی دیگر می‌توان گفت استفاده از توربوهای الکتریکی راهی به طرف افزایش عمر پیشرانه‌های احتراق داخلی است درحالی‌که بی‌شک صنعت خودرو نیازمند حرکت به‌سوی خودروهای کاملاً الکتریکی می‌باشد.

Electric Turbocharger
شاید تبلیغاتی را دیده باشید که در آن ادعا می‌شود توربوهای الکتریکی قادر هستند عملکرد و مصرف سوخت را بهبود بخشند. متأسفانه قریب به اتفاق این قطعات افترمارکتی نمی‌توانند این کارها را انجام دهند.
اکثر این قطعات از فن‌های کوچکی تشکیل شده‌اند که خیلی بی‌شباهت به فن‌های خنک‌کننده‌ی رایانه نبوده و هوا را به داخل پیشرانه منتقل می‌کنند. هرچند برای تولید قدرت توسط پیشرانه، هوا باید با فشار بالا به داخل سیلندرها تزریق شود. هرچقدر فشار هوا بالاتر باشد خروجی پیشرانه نیز بالاتر خواهد بود.

Electric Turbocharger
این تکنولوژی در حال حاضر نسبتاً جدید بوده و تنها چند خودروساز محدود از این سیستم‌ها در محصولات خود استفاده خواهند کرد. آئودی SQ7 به‌صورت استاندارد با این تکنولوژی عرضه شده و مدل‌های یاد شده‌ی ولوو نیز با سیستم تقریباً مشابهی در دسترس هستند.

plato_007
انتظار داریم توربوهای الکتریکی بیشتر از قبل عادی‌تر شوند زیرا خودروسازان زیادی در تلاش هستند تا خودروهای سریع‌تری بسازند. به احتمال زیاد خودروهای اسپورت و پرفورمنس و گران‌بها در میان اولین خودروهایی خواهند بود که از این تکنولوژی استفاده می‌کنند.



source

SEAT_SAMSUNG.jpg

نگاهی به سیستم MirrorLink و طرز کار آن



MirrorLink به شما اجازه می‌دهد تا هر آنچه را که روی صفحه‌ی گوشی هوشمند خود می‌بینید روی صفحه‌نمایش سیستم اطلاعات سرگرمی خودرویتان منتقل کنید. زمانی که از طریق کابل USB یا بلوتوث وصل شدید می‌تواند با استفاده از صفحه لمسی یا کنترل‌های روی غربیلک فرمان و یا با سود بردن از دستورات صوتی، برنامه‌های متعددی را کنترل کنید.

mirrorlink
MirrorLink سیستمی است که به شما اجازه می‌دهد تا با استفاده از کابل USB یا بلوتوث گوشی هوشمند خود را به سیستم اطلاعات سرگرمی خودرو وصل کنید. با برقرار شدن این اتصال قادر خواهید بود با روش مشابه اندروید اتو یا اپل کارپلی به برنامه‌های مختلفی دسترسی داشته باشید.

seat_samsung
بسیار از برنامه‌های محبوب گوشی‌های هوشمند از جمله فیسبوک، توییتر و… کاملاً با این سیستم سازگار هستند و البته در ساخته‌های سئات، اشکودا و فولکس‌واگن ویژگی‌های یکپارچه‌ی بیشتری نیز وجود دارند که به درد خواندن پیام‌ها و اعلانات می‌خورند.

سیستم MirrorLink خودروی Ameo
همچنین برنامه‌ای سازگار با MirrorLink وجود دارد که داده‌های مختلف خودرو را ضبط کرده و بازخوردهای استایل رانندگی راننده، مصرف سوخت و دیگر اطلاعات موردنیاز را نمایش می‌دهد. برنامه‌ی یاد شده برای دور ماندن از ترافیک شلوغ شهری نیز بسیار کاراست.

علاوه بر محصولات برندهای گروه فولکس‌واگن که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد، سایر برندهایی که از این سیستم استفاده می‌کنند عبارت‌اند از پژو، سیتروئن، DS، هوندا، اسمارت و تویوتا. مرسدس بنز A کلاس نیز با سیستم MirrorLink در دسترس است.

2016-chevrolet-spark-interior-android-auto
نرم‌افزار MirrorLink با اکثر گوشی‌های اندرویدی سازگار بوده و کار می‌کند اما نمی‌توان آن را در دستگاه‌های اپل بکار گرفت. اگر به دنبال ویژگی‌های مشابه برای استفاده در آیفون خود هستید باید خودرویی سازگار با سیستم اپل کارپلی را بخرید.



source

Hypersonic-Flight.jpg

هایپرسونیک، تلاش بشر برای رسیدن به سرعت ابرصوت

هر کس از اصطلاح Hypersonic تعریف خاص خود را دارد. اگر از تعدادی از افراد سرعتی را که بالاتر از آن سرعت، جریان سیال کاملاً Hypersonic باشد را بپرسیم جواب‌هایی در محدوده ۳ تا ۱۲ برابر سرعت صوت را دریافت خواهیم کرد ولی اکثر جواب‌ها حول ۵ یا ۶ خواهد بود.
در کل منظور از کلمه Hypersonic سرعت بیشتر از ۵ برابر سرعت صوت یا ۵ ماخ است.
ماخ های کمتر از ۰٫۸ را زیر صوت، از ۰٫۸ تا ۱٫۲ را گذر صوت و ماخ بیشتر از یک تا ۵ را فراصوت می‌گویند.

اولین تجربه‌های پرواز ابرصوت:
پنج‌شنبه است. ۲۴ فوریه ۱۹۴۹ مهندسان در ایستگاه جنوبی مشغول محاسبه موقعیت و ارتفاع راکتی هستند که لحظاتی قبل از مقرّی با فاصله سه مایل در ناحیه آزمایشی مرکز تحقیقاتی White Sands پرتاب شده. راکت یکی از V-2 هایی است که بعد از جنگ جهانی دوم، به تعداد زیاد؛ از آلمان وارد امریکا شد. در آن دوره پرتاب راکت V-2 به یکی از اتفاقات معمول برای کارکنان پایگاه White Sands تبدیل شده بود ولی این بار نه پرتاب و نه حتی خود راکت مهم نبودند.

v-2-wac-corporal-lift-off
در دماغهٔ راکت یک جسم باریک و سوزن مانند با نام WAC corporal نصب شده بود که به‌عنوان مرحله دوم راکت اولیه عمل می‌کرد و جای مشخصی از راکت مادر جدا شده و به‌عنوان راکتی مستقل ادامه مسیر می‌داد. این پرتاب آزمایشی ترکیبی V-2/WAC corporal اولین تلاش معنی‌دار بشر برای استفاده از راکت‌های دو مرحله‌ای جهت دست‌یابی به سرعت و ارتفاع بالاتر بود. و این پرتاب بخشی از یک پروژه بزرگتر به نام Bumper بود که توسط ارتش ایالات‌متحده هدایت می‌شد. تمام پرتاب‌ها تا قبل از این پرتاب راکت‌های تک مرحله بودند.

v2-wac
مهندسان موشک را تا ارتفاع ۱۰۰ مایلی و سرعت ۳۵۰۰ مایل بر ساعت دنبال کردند؛ جایی که راکت دوم شروع به کار می‌کرد. موشک جدید تا ۵۱۵۰ مایل بر ساعت سرعت گرفت و تا ارتفاع ۲۴۴ مایل بالا رفت که رکورد قبلی راکت V-2 را به اندازه ۱۳۰ مایل افزایش داد. در نقطه اوج، WAC corporal باید به سمت زمین برمی‌گشت و با سرعت ۵۰۰۰ مایل وارد جو زمین می‌شد. و این اولین ساختهٔ دست بشر بود که توانست پرواز ابرصوت را تجربه کند، یعنی سرعتی بیش از ۵ برابر سرعت صوت.
WAC corporal در جایی که محاسبه شده بود به زمین برخورد نکرد. تنها قطعاتی که از آن پیدا شد یک سوییچ الکتریکی سوخته شده و قطعاتی از بالچهٔ هدایت آن بود، در ضمن این قطعات بیش از یک سال بعد در آوریل ۱۹۵۰ یافته شدند.
حال صحنه را به روستای کوچک Smelooka در بخش Ternov ناحیهٔ Saratov شوروی می‌بریم. الآن ساعت ۱۰:۵۵ صبح به وقت مسکو است. روز ۱۲ آوریل ۱۹۶۱٫

1961-vostok
یک شی کروی عجیب با چتر نجات فرود آمده. سطح آن سوخته و سیاه شده ولی سه پنجره دارد که با شیشه‌های ضد حرارت پوشانده شده‌اند. داخل آن سرگرد خلبان Yuri Gagarin قرار دارد؛ شخصی که ۱۰۸ دقیقه قبل درون فضاپیمایی در پایگاه Cosmodrome نزدیک دریاچه آرال نشسته بود. چیزی که در آن ۱۰۸ دقیقه اتفاق افتاد، توسط یک برنامه تلویزیونی از شبکه خبری اتحاد جماهیر شوروی در ساعت ۹:۵۹ به جهانیان مخابره شد:

اولین سفینهٔ فضایی سرنشین دار با نام Vostok امروز ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ توسط اتحاد جماهیر شوروی به فضا پرتاب شد. خلبان این ماهواره-سفینه سرگرد خلبان Yuri Gagarin است. شلیک این راکت چند مرحله‌ای موفقیت‌آمیز بود و بعد از رسیدن به اولین سرعت فرار و جدایی از آخرین مرحلهٔ راکت حامل سفینه به حالت پرواز آزاد در مدار دور زمین قرار گرفت. بر اساس محاسبات، مدت زمان پرواز به دور زمین ۸۹٫۱ دقیقه، کمترین فاصله از زمین ۱۷۵ کیلومتر و بیشترین فاصله ۳۰۲ کیلومتر است. زاویه صفحهٔ گردش با خط استوا ۶۵٫۷ درجه می‌باشد. و وزن سفینه با احتساب خلبان ۴۷۲۵ کیلوگرم است.

gagarin-rakete-start100
بعد از پخش این آگهی سرعت Vostok در ساعت ۱۰:۲۵ با به کار انداختن راکت‌های کاهش سرعت کمتر شد و سفینه با سرعتی بالغ بر ۲۵ برابر سرعت صوت وارد جو زمین شد. تنها ۳۰ دقیقه بعد سرگرد گاگارین اولین کسی بود که در فضا و در مدار زمین پرواز کرد و به‌سلامت به زمین برگشت. علاوه بر این، او تنها انسانی بود که پرواز ابرصوت را تجربه کرد.

north-american-aviation-x-15
در ادامه، سال ۱۹۶۱ به سالی پربار برای پرواز ابرصوت تبدیل شد. در ۵ ماه می، Alan B. Shepard دومین انسان فضانوردی شد که با طی یک زیر مدار بر فراز اقیانوس اطلس به ارتفاع ۱۱۵٫۷ مایلی رسید و با سرعت بیش از ۵ ماخ وارد اتمسفر شد. سپس در ۲۳ ژوئن خلبان آزمایشگر نیروی هوایی امریکا، سرگرد Robert White هواپیمای X-15 را به سرعت ۵٫۳ ماخ رساند؛ اولین بار که X-15 به بالای ۵ ماخ رسید، که بعداً در ۹ نوامبر با پرواز با سرعت ۶ ماخ این رکورد را ارتقا داد.

x-15-pilot-robert-white
اتفاقات بالا اولین تجربه‌های بشر در زمینهٔ پرواز ابرصوت بودند.

اما چرا جریان ابرصوت برای ما مهم است. در پاسخ باید به این نکته توجه داشت که دانش هوانوردی، از اولین پرواز برادران رایت در سال ۱۹۰۳ و اولین راکت سوخت مایع در ۱۹۲۶ بر یک اصل استوار بوده: “پرواز با سرعت و ارتفاع بیشتر”
در قرن بیستم شاهد رشد تصاعدی در سرعت و ارتفاع وسایل پروازی بودیم که با سرعت ۳۵ مایل بر ساعت برادران رایت در ارتفاع نزدیک سطح زمین شروع شد، در جنگ جهانی دوم به ۴۰۰ مایل و ۳۰۰۰۰ پا رسید، سپس در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی سرعت ۱۲۰۰ مایل و ارتفاع ۶۰۰۰۰ پا و مشخص‌تر از همه سرعت ۷ ماخ و ارتفاع ۳۵۴۲۰۰ پا توسط X-15 و در نهایت شاتل‌های فضایی که باید با سرعت ۲۵ ماخ و از ارتفاع ۲۰۰ مایلی وارد جو زمین می‌شدند.
آئرودینامیک در سرعت‌های ابرصوت نسبت به مدل معمول‌تر فراصوت کاملاً متفاوت است. در تصویر هواپیمای F-104 را می‌بینید، اولین جنگنده‌ای که برای کاربرد فراصوت، در ماخ ۲ طراحی شده بود.

hypersonic-02
اصول طراحی فراصوت به‌خوبی در این هواپیما رعایت شده بود. یک نوک تیز و سوزن مانند، دماغه بلند و باریک، بال‌ها و سطوح کنترلی بسیار نازک، و لبه‌های حمله بسیار تیز و نسبت منظری کم بال‌ها به میزان ۲٫۴۵ که تمام این ملاحظات در جهت کاهش درگ ناشی از موج‌های شوک در سرعت‌های فراصوت اعمال شده بودند.

برای ساخت هواپیمایی که بتواند به سرعت‌های بالاتر دست یابد و بتواند پرواز ابرصوت را تجربه کند، به نظر می‌رسید که باید همین اصول را با دقت و حساسیت بیشتر رعایت کرد. این تفکر ایدهٔ یکی از اولین طراحی‌های مفهومی هواپیماهای ابرصوت بود که به وسیلهٔ Robert Carman و Hubert Drake در سازمان NACA (بعدها به NASA تبدیل شد) در سال ۱۹۵۳ انجام شد.

hypersonic-03
در این تصویر، یک هواپیمای ابر صوت اولیه را می‌بینیم که دماغه‌ای تیز، بدنه‌ای باریک و بلند و بال‌های با نسبت منظری پایین دارد. همان مؤلفه‌هایی که در طراحی F-104 رعایت شده بود؛ با این تفاوت که این هواپیما برای ماخ ۲۵ طراحی شده بود. در هر حال در سال ۱۹۵۳، آئرودینامیک ابرصوت در آغاز راه بود.
حال این هواپیما را با هواپیمای ابرصوت دیگری که تنها ۷ سال بعد طراحی شد مقایسه می‌کنیم. هواپیما-فضاپیمایی به نام X-20 Dynasoar. در این هواپیما شاهد طراحی کاملاً متفاوت هستیم که قوانین جدید پرواز ابرصوت در آن اعمال شده. در طراحی X-20 از یک بال دلتا شکل ضخیم و با لبه‌های حمله گرد و دایره‌ای شکل و بدنه‌ای ضخیم با دماغهٔ پخ و دایره‌ای شکل استفاده شده و بدنه بر روی بال مثلثی شکل قرار گرفته، بنابراین سطح زیر هواپیما کاملاً صاف است. پروژه X-20 یکی از نامزدهای پرواز با موتور راکتی در ماخ حدود ۲۰ بود. این پروژه تحت تأثیر پروژه‌های Mercury, Gemini و Apollo در سال ۱۹۶۳ کنار گذاشته شد بدون حتی ساخته شدن یک نمونه آزمایشی. با این حال این هواپیما منعکس‌کننده اصول طراحی خاص ابرصوت بود که بعدها در شاتل فضایی هم به کار برده شد.

hypersonic-04
می‌بینیم که وسایل پروازی ابرصوت با وسایل فراصوت و زیرصوت تفاوت‌های بسیاری دارند، پس می‌توان نتیجه گرفت که آئرودینامیک ابرصوت هم با آئرودینامیک فراصوت تفاوت دارد. که با نگاه به فضاپیمای آپولو، عمق تفاوت را بهتر درک می‌کنیم؛ فضاپیمایی که هدف آن برگرداندن انسان از ماه و ورود به جو زمین با سرعتی بالغ بر ۳۶ برابر سرعت صوت بود.

hypersonic-05
دریافتیم که فلسفه آئرودینامیک فراصوت و ابرصوت متفاوت‌اند. در هواپیماهای فراصوت اجزای فراهم‌کنندهٔ نیروی بُرا (بال‌ها)، پیشرانش (موتورها و اجزای آن‌ها)، و حجم قابل استفاده (بدنه) از هم جدا و قابل تشخیص هستند علاوه بر این هرکدام از این اجزا را می‌توان جسم آئرودینامیک جدایی در نظر گرفت که وقتی با هم در یک هواپیما ترکیب می‌شوند، نیرویی که به آن هواپیما وارد می‌شود برآیند نیروهای آئرودینامیکی وارد به تک‌تک اجزا است.
طراحی هواپیماهای ابرصوت دقیقاً برعکس است.

hypersonic-06
این شکل، یک هواپیمای یکپارچهٔ ابرصوت را نشان می‌دهد، که در آن کل سطح زیر هواپیما قسمتی از موتور SCRAM jet آن است. فشرده‌سازی اولیهٔ هوا به‌وسیله موج شوکی که از دماغهٔ هواپیما شروع می‌شود اتفاق می‌افتد. مرحلهٔ بعد افزایش فشار و احتراق ماورا صوت در واحدهایی نزدیک به انتهای هواپیما صورت می‌گیرد. سپس قسمتی از انبساط گازهای داغ حاصل از احتراق در نازل موتور انجام می‌شود اما قسمت عمدهٔ آن در زیر قسمت انتهایی هواپیما که شکلی شبیه به نازل دارد انجام می‌شود. پس درمی‌یابیم که واحد پیشرانش به‌خوبی در بدنهٔ هواپیما ادغام شده است. همچنین قسمت عمدهٔ نیروی بُرا هم توسط قسمت فشار بالا در پشت شوک تولید می‌شود که با اعمال بر سطح نسبتاً صاف زیر هواپیما نیروی رو به بالا به وجود می‌آید. پس نیازی به استفاده از بال‌های بزرگ به صورت مجزا، برای تولید نیروی بُرا نیست.

hypersonic-07
تمام این ملاحظات، در طراحی هواپیماهای ابرصوت با هم ترکیب شده و این مفهوم را به وجود می‌آورند که اجزای مختلف هواپیما، به‌خوبی در شکل کلی ترکیب شده‌اند که تضاد مستقیمی با طراحی هواپیماهای فروصوت و فراصوت دارد

hypersonic-flight
منبع: کتاب Hypersonic and high temperature gas dynamics, John D. Anderson
ترجمه: بابک محبی، دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه شیراز



source

euro-ncap-test.jpg

نگاهی به سیستم امتیازدهی یورو انکاپ

غالباً مبحث ایمنی اولویت اول خریداران خودروهای جدید است. بدین ترتیب آزمون‌های تصادف یورو انکاپ منبعی اساسی و حیاتی از اطلاعات برای افرادی است که به دنبال خودرویی ایمن می‌گردند. از سال ۱۹۹۷ تاکنون، این موسسه هزاران خودروی جدید را در تست‌های وسیعی آزموده تا ببیند که ایمنی هرکدام در چه سطحی قرار دارد. روش‌ها و نتایج موسسه‌ی یورو انکاپ به عنوان استاندارد صنعت خودرو شناخته می‌شوند.

euro-ncap-test
بسیاری از دولت‌ها تجهیزات ایمنی پایه برای خودروهای جدید فروخته شده را اجباری کرده‌اند اما تست‌های یورو انکاپ در میان دقیق‌ترین تست‌ها قرار می‌گیرند. از زمان شروع به کار این موسسه، یورو انکاپ استانداردهایی را وضع کرده که طبق آن قریب به اتفاق خودروهای جدید را دربر می‌گیرد. هر چند سال یک‌بار، قوانین یورو انکاپ ارتقا می‌یابند و به دست آوردن ۵ ستاره‌ی ایمنی برای خودروسازان سخت‌تر می‌شود. خب این موسسه چگونه خودروها را آزمایش کرده و امتیازهای آن به چه معنی است؟

  • یورو انکاپ چگونه خودروها را تست می‌کند؟

mitsubishi l200 euroncap
یورو انکاپ به منابع مالی دولت‌های اروپایی متکی بوده و بدین ترتیب تحقیقات خود را انجام می‌دهد. در کل خودروهای حاضر در تست‌ها از دو راه به دست می‌آیند: معمولاً خودروسازها محصول خود را قبل از عرضه به این موسسه می‌دهند بنابراین می‌توان قبل از عرضه‌ی آن امتیازهای ایمنی را مشخص کرد. راه دوم نیز خرید خودرو از سازنده است.

سپس هر خودرو در ۴ بخش ایمنی بزرگ‌سالان، کودکان، عابران پیاده و تجهیزات ایمنی تست شده و از ۱ تا ۵ ستاره‌ی ایمنی به آن تعلق می‌گیرد.

  • ایمنی بزرگ‌سالان

renault-kwid-global-ncap-test
امتیاز این بخش بر مبنای عملکرد خودرو در ۶ تست مشخص می‌شود. دو ارزیابی حفاظت از جلو، یک برخورد به مانعی سخت و دیگری برخورد ۴۰ درصدی بخش جلو به مانعی شکل‌پذیر (هر دو برخورد با سرعت ۶۴ کیلومتر در ساعت) صورت می‌پذیرد. تست برخورد کناری نیز شبیه‌ساز برخورد خودرو بوده درحالی‌که تست دومی شبیه‌ساز برخورد با یک درخت یا تیر برق است. پنجمین تست که به اصطلاح تست شلاقی نام دارد چگونگی جراحت سر و گردن در برخورد از عقب را شبیه‌سازی می‌کند. در نهایت تست ترمز اضطراری خودکار را داریم که چگونگی توانایی خودرو در تشخیص برخورد از جلو و عملکرد خودکار در توقف اضطراری را نشان می‌دهد.

Ford Galaxy Euro NCAP Crash Test
یک صندلی کودک که به‌صورت نادرست نصب شده باشد می‌تواند در زمان تصادف ریسک بزرگی برای کودک به شمار رود. به همین خاطر یورو انکاپ میزان سهولت نصب امن صندلی راننده در خودرو را آزمایش می‌کند. این موسسه همچنین چگونگی حفاظت از کودک در زمان تصادف و چگونگی نصب تجهیزاتی چون ایزوفیکس (به‌صورت استاندارد یا به‌صورت آپشن) را تست می‌کند.

Passat_Pedestrian detection2
در این بخش عملکرد بخش جلویی خودرو در زمان برخورد با عابر پیاده بررسی می‌شود. نقاط سخت زیر بدنه که می‌توانند باعث ایجاد جراحت شوند باعث پایین آمدن امتیاز می‌شوند درحالی‌که استفاده از ویژگی‌هایی چون کاپوت‌های برآمده یا ایربگ های اضافی می‌تواند امتیاز اکتسابی را بالا ببرد. اگرچه AEB می‌تواند غالباً از برخورد خودروها با وسایل نقلیه‌ی دیگر جلوگیری کند اما بهترین سیستم‌ها می‌توانند عابران پیاده را نیز تشخیص داده و در صورت عبور ناخواسته‌ی عابر پیاده از جلوی خودرو آن را متوقف کند. خودروهای مجهز به این سیستم بهترین امتیاز این بخش را به دست می‌آورند.

  • تجهیزات ایمنی

Volvo-safety-system
یورو انکاپ همچنین امتیاز اضافی را برای تکنولوژی‌های هوشمندی که بتواند در رتبه‌ی اول از وقوع تصادف جلوگیری کند در نظر می‌گیرد. کنترل پایداری الکترونیکی و یادآور کمربند ایمنی از مدت‌ها پیش ویژگی ضروری بخش تجهیزات ایمنی بوده‌اند. بالاتر از همه‌ی این‌ها عملکردهای محدودکننده‌ی سرعت، هشدار خروج خودرو از خط و AEB قرار دارند. اگر قرار است خودرویی ۵ ستاره‌ی ایمنی کسب کند باید اکثر این تجهیزات را داشته باشد. این موضوع را می‌توان در کسب دو ستاره‌ی ایمنی توسط فورد موستانگ ۲۰۱۷ دید.

یورو انکاپ بی‌وقفه تست‌های خود را ارتقا می‌دهد تا خودروهای جدید نیز ایمن‌تر شوند. بدین ترتیب خودرویی که در سال ۲۰۱۲ توانسته ۵ ستاره‌ی ایمنی به دست بیاورد شاید نتواند در تست‌های امروزی همان عملکرد را داشته باشد بنابراین ضروری است قبل از خرید خودرو حتماً به این موضوع دقت کنید.

[دانلود ویدئو]



source

Boat-Trailer-Outlet.jpg

همه چیز در مورد یک وسیله نقلیه مناسب برای یدک‌کشی



چه بخواهید به صورت روزانه یک تریلر را با خود جابجا کنید یا اینکه چیزی شبیه به یک قایق را به دنبال خود بکشید، استفاده از یک وسیله نقلیه مناسب برای این منظور می‌تواند تفاوت زیادی را ایجاد کند. امّا اگر ندانید که واقعاً چه وسیله نقلیه‌ای می‌خواهید، این موضوع می‌تواند بسیار گیج‌کننده باشد.

دنبال چه چه چیزی باشیم؟

سوار کردن و انتقال یک قایق بدون یک وسیله نقلیه مناسب می‌تواند به چیزی شبیه به یک کابوس تبدیل شود. در این حالت، نه‌تنها قایق خود را به خطر می‌اندازید، بلکه می‌توانید به وسیله نقلیه خودتان و عابران پیاده در اطراف‌تان نیز آسیب وارد کنید؛ موضوعی که برای حمل تجهیزات و قطعات سنگین بر روی یک تریلر نیز صدق خواهد کرد. اگر بخواهید یک وسیله نقلیه یدک‌کشی مناسب تهیه کنید، بایستی موارد زیر را درنظر داشته باشید:

  • ظرفیت یدک‌کشی. این یکی از فاکتورهای بدیهی است که البته بایستی راجع به آن دقت داشته باشید. برای هر وسیله نقلیه‌ای، یک وزن حداکثر برای یدک‌کشی ارائه شده و از شما خواسته می‌شود که تحت هیچ شرایط از این عدد عبور کنید. این عدد با وزن کلی وسیله نقلیه فرق می‌کند و ممکن است در راهنمای وسیله نقلیه با عنوان « میزان وزن کلی تریلر» نیز اشاره شود.
  • فاصله محوری. فاصله محوری به فاصله بین محورهای جلو و عقب در یک وسیله نقلیه گفته می‌شود و هر چه طولانی‌تر باشد، وزن تریلر یا قایق، کمتر به محور عقب فشار می‌آورد و در نتیجه، کمتر احتمال برخاستگی جلوی وسیله نقلیه وجود خواهد داشت. یکی دیگر از اثرات فاصله محوری بیشتر، فراهم کردن کنترل بیشتر برای کل وسیله نقلیه باربر است. به عنوان یک قاعده کلی، می‌توان ۱۱۰ اینچ یا ۲۷۹۴ میلی‌متر اول در فاصله محوری را برای کشیدن یک تریلر ۶ متری (۲۹ فوت) مناسب دانست و هر ۴ اینچ (۱۰۲ میلی‌متر) که به فاصله محوری اضافه شود، امکان افزودن یک فوت (۳۰۵ میلی‌متر) به طول تریلر وجود خواهد داشت.
  • وزن کلی. وزن کلی در یک وسیله نقلیه، وزنی است که در حالت باک پُر از بنزین و بدون حضور هیچ‌گونه مسافری، به‌دست می‌آید. در حالت کلی، باید گفت که بهتر است وزن کلیِ یک وسیله نقلیه بیشتر از بار آن باشد، امّا برخی خودروهای جدید که با رویکردهای نوین، مهندسی شده‌اند، اندکی از این قاعده فاصله گرفته‌اند.
  • سیستم آکسل. سطح جاده از لحاظ مقاومت در برابر بارهای وارده، ظرفیت محدودی دارد و وسیله نقلیه شما می‌بایست از لحاظ وارد کردن فشار به جاده، باید در محدوده استاندارد باشد تا بتواند به شکلی قانونی در مسیرها حرکت کند. سطح تماس بیشتر تایرها، موجب توزیع بیشتر وزن در سطح جاده می‌شود. اگر قصد دارید که بارهای واقعاً سنگین با خود حجمل کنید، شاید بهتر است که به سراغ آکسل‌های دوتایی با تایرهای دوگانه در عقب و جلو بروید تا بتواند ضمن ارتقای عملکرد، معایرهای قانونی حرکت در جاده‌ها را نیز برآورده کنید.
  • سیستم دیفرانسیل. هر وسیله نقلیه‌ای را که برای این منظور درنظر می‌گیرید، باید از نظر سیستم دیفرانسیل و توزیع قدرت بررسی کنید. اگر قایق یا هر تجهیزات دیگری را در خارج از جاده جابجا می‌کنید، به عنوان مثال در یک کارگاه ساخت و ساز یا مسیر شنی، یکی از نیازهای اساسیِ شما، سیستم چهار چرخ یا تمام‌چرخ متحرک خواهد بود. این سیستم‌های در شرایط خیس و بارانی نیز عملکرد مناسب‌تری دارند. امّا اگر قرار است که در مسیر خشک حرکت کنید، استفاده از وسیله نقلیه با دو چرخ متحرک نیز کفایت خواهد کرد.


مطمئناً برخی موارد دیگر نیز وجود دارند که می‌بایست نسبت به آنها توجه داشت، امّا در اینجا به مهمترین آنها اشاره شده است؛ فاکتورهایی که نقشی تعیین‌کننده در یک یدک‌کشی ایمن برای راننده، دیگران و محموله خواهند داشت.

سه وسیله نقلیه مناسب برای یدک‌کشی که تراک نیستند

همه کمابیش از این موضوع آگاهند که تراک‌ها بهترین گزینه برای یدک‌کشی هستند و آپشن‌های زیادی نیز در این زمینه وجود دارد. امّا اگر به «تراک‌ها» علاقه ندارید، این شاسی‌بلندها می‌توانند جایگزین مناسبی برای آنها باشند.

  • شورولت تاهو. در حالی که «سیلورادو» احتمالاً «پادشاه یدک‌کشی» در بین محصولات شورولت است، امّا تاهو نیز نسبتاً قدرتمند است. مدل فول‌سایز تاهو که کار خود از یک بازطراحی در سال ۲۰۰۷ شروع کرد، به عنوان یکی از قویترین وسایل نقلیه در جاده‌ها شناخته می‌شود.
  • جیپ چروکی. جیپ چروکی در عین قدرتمند بودن، از کیفیت سواری بسیار خوبی نیز برخوردار است. با این خودرو می‌تواند یک رانندگی دلپذیر را در اطراف شهر داشت و در عین حال، از آن برای یدک‌کشی در آخر هفته استفاده کرد.
  • جمس یوکون XL. جمس یوکون XL در زمینه یدک‌کشی، بسیار دست‌کم گرفته شده است؛ آن هم در شرایطی که مدل‌های جدید این خودرو می‌توانند وزنی بین ۲۷۰۰ تا ۳۶۰۰ کیلوگرم را به دنبال خود بکشند.

البته گزینه‌های زیادی در این میان موجود دارند، امّا این ۳ مدل در بالاترین سطوح قرار می‌گیرند.

منبع: autoblog



source

2016-Mercedes-Benz-GLC250-4MATIC-Euro-spec-153.jpg

نگاهی به سیستم چهار چرخ محرک ۴Matic مرسدس بنز

روز به روز به تعداد محصولاتی از مرسدس بنز که به سیستم چهار چرخ محرک ۴Matic مجهز هستند افزوده می‌شود. ۴Matic چیست؟ چگونه کار می‌کند؟ با ما همراه باشید تا با این سیستم چهار چرخ محرک مرسدس بنز آشنا شوید.

2017 Mercedes-Benz E300 4MATIC
سیستم چهار چرخ محرک با نام ۴Matic قدرت پیشرانه را به جای دو چرخ به هر چهار چرخ منتقل می‌کند. این عمل باعث افزایش کشش و چسبندگی خودرو شده و هندلینگ، شتاب گیری و پایداری آن را بهبود می‌بخشد. این سیستم به‌طور خودکار تنظیم شده تا بدون دخالت راننده در تمامی شرایط و سطوح عمل نماید.

Mercedes-Benz 500E W124
طراحی اولیه‌ی این سیستم در سال ۱۹۸۷ و روی مرسدس E کلاس W124 پیاده شد. زمانی که این سیستم لغزش چرخ را تشخیص می‌دهد به‌صورت خودکار درگیر شده و دیفرانسیل‌های مرکزی و عقبی را به منظور ایجاد کشش بیشتر قفل می‌کند. نسل‌های محدودی از سیستم ۴Matic در طول سال‌ها تولید شده و البته روز به روز پیشرفته‌تر شده است. آخرین نسخه‌ی ۴Matic هم‌اکنون می‌تواند در مدل‌های جمع و جورتر نیز نصب شود.

2016 Mercedes-Benz GLC250d 4MATIC
قبلاً مدل‌های محدودی از مرسدس بنز می‌توانستند به ۴Matic مجهز شوند اما اکثر خودروهای کنونی این برند با سیستم یاد شده عرضه می‌شوند. از جمله‌ی این مدل‌ها می‌توان به هاچبک A کلاس، استیت E کلاس جدید و شاسی‌بلند GLS اشاره کرد که سیستم ۴Matic را به‌صورت سفارشی ارائه می‌کنند.

2015 Mercedes-Benz GLA250 4Matic
برخی از مدل‌های بازار بریتانیا با این سیستم عرضه نمی‌شوند زیرا مرسدس نمی‌خواهد پلتفرم خود را بازمهندسی نماید. این امر به دلیل قرار گرفتن فرمان در سمت راست خودروهای بریتانیا است.


غالباً مدل‌های کوچک‌تر مرسدس بنز تنها در فول ترین مدل‌ها از سیستم ۴Matic استفاده می‌کنند. مثال بارز این موضوع A250 AMG است. مدل‌های بزرگ‌تر از این سیستم در اکثر تریم‌ها به‌صورت سفارشی بهره‌مند هستند و عموماً بزرگ‌ترین شاسی بلندها نیز به‌صورت استاندارد از آن بهره می‌برند.
هاچبک A250 با گیربکس اتوماتیک بهای ۳۰۸۰۵ پوندی دارد و اضافه کردن سیستم ۴Matic باعث می‌شود بهای خودرو به ۳۲۳۴۵ پوند برسد. افزایش بهای ۱۵۴۰ پوندی یک پرداخت نسبتاً مناسب به شمار می‌رود.

Mercedes-Benz A 220d 4MATIC
اگرچه این سیستم یک گزینه‌ی پریمیوم برای اکثر محصولات مرسدس به شمار می‌رود اما خودروهای بزرگ‌تر چون GLS، GLE و GLC به‌صورت استاندارد از ۴Matic بهره می‌برند. خودروهای A، B، C، E، GLA و GLC کلاس به‌صورت سفارشی از این سیستم سود می‌برند.

2015 Mercedes-Benz C400 4MATIC
خب سؤال اصلی این است که آیا سفارش ۴Matic ارزش دارد؟ این موضوع در کل به مکان استفاده از خودرو و شرایط محیطی بستگی دارد. اگر در شهر زندگی می‌کنید و شرایط آب و هوایی سختی وجود ندارد، شاید هزینه‌های سیستم بیشتر از مزیت‌های آن باشد. این سیستم تأثیری منفی روی مصرف سوخت داشته و بهای کلی خودرو را نیز افزایش می‌دهد.

2017 Mercedes-Benz GLS-Class
اما اگر در مناطقی با آب‌وهوای نامناسب زندگی می‌کنید و شاهد برف و باران سنگین هستید، ۴Matic می‌تواند تفاوت بین در خطر افتادن و رسیدن بی‌دردسر به خانه را نشان دهد. اگر می‌توانید اضافه بهای این سیستم و افزایش اندک مصرف سوخت را تقبل کنید، سیستم ۴Matic می‌تواند یک آرامش خاطر در شرایط خطرناک باشد.



source

fluids-in-your-car.jpg

چگونه مایعات موجود در خودرو می‌توانند جان شما را بگیرند؟ (قسمت اول)

به عنوان افرادی که اغلب وقت خود را به خودرو اختصاص می‌دهیم، تصمیم گرفتیم تا تحقیقی در رابطه با مایعات درون خودرو و تأثیر آن بر سلامتی انسان داشته باشیم و ببینیم که چقدر می‌توانیم زنده بمانیم! نتیجه‌ای که گرفتیم: احتمالاً نه خیلی زیاد!


خودروی شما مایعات زیادی را درون خود جای داده، از روغن موتور گرفته تا روغن گیربکس و مایع شیشه‌شور. همه‌ی آن‌ها باید دور از دستگاه گوارش باشند. در این نوشتار چگونگی سمی بودن آن‌ها را برای شما شرح داده‌ایم.

اولین کاری که انجام دادیم تماس با اداره‌ی ایمنی و سلامتی بازرگانی بود و آن‌ها گفتند که باید اوراق داده‌های ایمنی مواد را برای هر مایع بررسی کنیم؛ بنابراین در ساده‌ترین و تنبل‌ترین راه ممکن تصمیم گرفتیم تا در اینترنت نام محصولات و سپس اوراق داده‌ی ایمنی مواد را جست‌وجو کرده و جالب آنکه این موارد به‌راحتی در دسترس بودند. در حقیقت اکثر وب‌سایت‌هایی که روغن و مایعات خودرو را می‌فروشند توصیه‌های ایمنی را درج کرده‌اند.

در این راهنماها اثرات مایعات مختلف بر سلامتی انسان و همچنین موارد ایمنی مربوطه درج‌شده است.


با بلع روغن‌موتور مدت زیادی زنده نخواهید ماند. به دلیل اشتیاق زیاد ما به داده‌های ایمنی چندین روغن از جمله Mobil 1 10W-30 سنتتیک و Pennzoil 10W-30 نگاهی انداختیم.

اولین چیزی که فهمیدیم این بود که روغن‌موتور زمانی که تمیز است کاملاً بی‌ضرر بوده و داده‌های ایمنی دو روغن ذکر شده در بالا نیز می‌گویند استنشاق، بلع و در معرض قرار گرفتن پوست در برابر این مایعات حداقل سمیت را دارد.

در حقیقت روغن تمیز آن‌قدری امن است که برگه اطلاعات حتی می‌گویند نیازی به نگرانی زیاد درباره‌ی محافظت پوست وجود ندارد.

Mobile1 این‌گونه گفته است: معمولاً در شرایط استفاده‌ی نرمال محافظت از پوست نیاز نیست.

تنها نگرانی دراین‌باره در برگه اطلاعات Pennzoil این‌گونه درج شده است: تماس مستمر و طولانی با روغن بدون تمیز کردن مناسب می‌تواند باعث مسدود شدن منافذ پوست و بروز اختلالاتی چون جوش‌های پوست شود.

اما درباره‌ی روغن‌موتور استفاده شده اوضاع چندان دل‌چسب نیست. داده‌ها می‌گویند وقتی روغنی کثیف است به ماده‌ای سرطان‌زا تبدیل می‌شود. این را بخوانید:

روغن‌هایی که در پیشرانه‌های بنزینی استفاده می‌شوند شاید خطرناک باشند. این روغن‌ها در تست‌های حیوانی مولد سرطان شناخته شده‌اند. در محیط in vitro باعث جهش شده‌اند و احتمال آلرژی را دارند. این روغن‌ها حاوی ترکیبات آروماتیک پلی سیکلیک هستند.


و اینجا Pennzoil درباره‌ی دلیل خطرناک بودن روغن‌های کارکرده می‌گوید: روغن‌های کارکرده شاید حاوی ناخالصی‌های مضری باشند که در هنگام استفاده ذخیره کرده‌اند. غلظت چنین ناخالصی‌هایی به استفاده از روغن بستگی داشته و شاید حاوی ریسک‌هایی برای سلامتی و محیط‌زیست باشند. تمامی روغن‌های کارکرده باید با احتیاط و تا حد امکان بدون تماس پوست جابجا شوند. باید گفت تماس مستمر با روغن‌های کارکرده باعث ایجاد سرطان در تست‌های حیوانی شده است.

خب اساساً پوشیدن لباس‌های روغنی و خوردن آن‌ها تا زمانی که تمیز باشند مشکل چندانی ایجاد نمی‌کند (ما این کار را اصلاً توصیه نمی‌کنیم) اما تماس با روغن‌های استفاده شده ایده‌ی بسیار بدی است.

  • خنک‌کننده‌ی پیشرانه


بی‌شک خطرناک‌ترین مایع موجود در خودرو خنک‌کننده‌ی پیشرانه یا همان ضدیخ است. این مایع حاوی اتیلن گلایگول است که به عنوان افزایش‌دهنده‌ی نقطه‌ی جوش و کاهش‌دهنده‌ی نقطه انجماد آب بکار رفته برای خنک کردن پیشرانه عمل می‌کند. هرچند این مایع سبز، صورتی یا زرد مضر بوده و می‌تواند مرگبار باشد.


برگه اطلاعات ایمنی Prestone نشان می‌دهد اگر شما ضد یخ بنوشید در دنیایی از آسیب فرو خواهید رفت. نشانه‌های مهم این بخش عبارت‌اند از:

بلع این ماده می‌تواند باعث ناراحتی و درد وریدهای شکمی، حالت تهوع، استفراغ، سرگیجه، خواب‌آلودگی، بی‌قراری، زودرنجی، کمردرد، کاهش حجم ادرار، نارسایی کلیه و تأثیرات روی سیستم عصبی مرکزی شود.

در آخرین مراحل و سطوح بلع اتیلن گلایکول شاید عصب‌های مغزی نیز درگیر شوند. به‌طور خاص اثراتی از درگیری عصب‌های هفتم، هشتم و نهم مغزی گزارش شده که این امر با فلج شدن عصب‌های صورت، کاهش شنوایی و نارسایی در بلع دیده شده است.

به نظر می‌رسد از این بدتر وجود ندارد! برگه اطلاعات می‌گوید که نارسایی قلبی و اِدِم (خیز) ریه نیز می‌تواند از نتایج خوردن زیاد ضد یخ باشد و در بخش اثرات مزمن گفته شده است که:

استنشاق مکرر و طولانی‌مدت این ماده می‌تواند نشانه‌هایی از درگیری سیستم اعصاب مرکزی به ویژه سرگیجه و حرکات چشم را در پی داشته باشد.

فهمیده شده که اتیلن گلایکول باعث اختلال تنفسی حیوانات آزمایشگاهی می‌شود. هنوز اثرات این یافته در انسان تخمین زده نشده است. بر پایه‌ی داده‌های آزمایشگاهی، ۲- اتیل هگزانوئیک اسید (نمک سدیم) باعث اثرات رشدی و نموی می‌شود.

بنابراین اساساً اگر مایع ضد یخ را بخورید شاید شاهد از دست رفتن مغز، ازکارافتادن قلب، کاهش شنوایی، فلج شدن صورت، رنج بردن از نارسایی کلیه و… باشید.

خبر خوب اینکه تماس پوست و چشم با این مایع اثر چندان زیادی ندارد.

  • مایع شیشه‌شور


این مایع از حدود یک‌سوم متانول تشکیل شده و این ماده نیز چندان خوشایند نیست. برگه اطلاعات دو برند مطرح در این زمینه یعنی Splash و Peak نشان می‌دهد که همانند ضدیخ، بلع و یا استنشاق مایع شیشه‌شور می‌تواند به نارسایی کلیه، درگیری سیستم عصبی مرکزی و یا آسیب به بینایی منجر شود.

برگه اطلاعات Splash نشان می‌دهد که استنشاق این ماده خطر بزرگ‌تری دارد:

استنشاق یا بلع متانول می‌تواند باعث اختلال بینایی و در نهایی کوری شود. همچنین آسیب دائمی و برگشت‌ناپذیر سیستم عصبی نیز ممکن است رخ دهد.

این برگه همچنین می‌گوید که مایه شیشه‌شور سمی بوده و بلع ۳۰ تا ۲۵۰ میلی‌لیتر از متانول خالص می‌تواند منجر به مرگ شود. البته گفته نشده که برای مرگ چقدر مایع شیشه‌شور لازم است!

گفته شده مقادیر مضر متیل الکل می‌تواند بر روی چشم‌ها و سیستم عصبی مرکزی اثر بگذارد. غلظت‌های بالای این ماده می‌تواند باعث تأثیرات حاد روی سیستم اعصاب مرکزی و ایجاد سردرد، سرگیجه، حالت تهوع و گیجی شود.

در نهایت بلع این ماده می‌تواند باعث ایجاد حالت تهوع، درد شکمی، سردرد، کاهش تنفس و کوری شود. مقادیر زیاد آن می‌تواند باعث به کما رفتن فرد و در نهایت مرگ شود.

بلع مقادیر زیاد متیل الکل باعث آسیب به اندام‌هایی چون کبد، کلیه، پانکراس، قلب، شش‌ها و مغز می‌شود. اگرچه که این موضوع به ندرت رخ می‌دهد اما افرادی که پس از بلع این میزان ماده زنده می‌مانند شاید از آسیب‌های دائمی اعصاب رنج ببرند.

ادامه دارد…



source

1-How-to-Add-Windshield-Washer-Fluid.jpg

چگونه مایعات موجود در خودرو می‌تواند جان شما را بگیرد؟ (قسمت دوم)

به عنوان کسی که اغلب وقت خود را به خودرو اختصاص داده، تصمیم گرفتیم تا تحقیقی در رابطه با مایعات درون خودرو و تأثیر آن بر سلامتی انسان داشته باشیم و ببینیم که چقدر می‌توانیم زنده بمانیم! نتیجه‌ای که گرفتیم: احتمالاً نه خیلی زیاد!


خودروی شما مایعات زیادی را درون خود جای‌داده، از روغن‌موتور گرفته تا روغن گیربکس و مایع شیشه‌شور. همه‌ی آن‌ها باید دور از دستگاه گوارش باشند. در این نوشتار چگونگی سمی بودن آن‌ها را برای شما شرح داده‌ایم.

اولین کاری که انجام دادیم تماس با اداره‌ی ایمنی و سلامتی بازرگانی بود و آن‌ها گفتند که باید اوراق داده‌های ایمنی مواد را برای هر مایع بررسی کنیم؛ بنابراین در ساده‌ترین و تنبل‌ترین راه ممکن تصمیم گرفتیم تا در اینترنت نام محصولات و سپس اوراق داده‌ی ایمنی مواد را جست‌وجو کرده و جالب آنکه این موارد به راحتی در دسترس بودند. در حقیقت اکثر وب‌سایت‌هایی که روغن و مایعات خودرو را می‌فروشند توصیه‌های ایمنی را درج کرده‌اند.

در این راهنماها اثرات مایعات مختلف بر سلامتی انسان و همچنین موارد ایمنی مربوطه درج شده است.


ما نگاهی به روغن‌های دنده‌ی سنتتیک و مرسوم انداختیم و به نظر می‌رسد که این مایعات نسبتاً ایمن هستند و مهم‌ترین اثرات آن‌ها تنها هنگامی‌که مقادیر زیادی در دستگاه تنفسی وارد شوند ایجاد بیماری می‌کنند:

تنفس حاد و طولانی‌مدت مقادیر زیاد مواد حاوی روغن شاید التهاب جدی ریه را در پی داشته باشد. افرادی که این میزان روغن‌ها را استنشاق کرده‌اند با عواقب طولانی‌مدت درگیر خواهند بود. استنشاق مکرر مقادیر کم روغن‌های معدنی می‌تواند التهاب مزمن ریه‌ها را در پی داشته باشد و همین امر شاید آغازکننده‌ی ورم ریه باشد.

در ادامه می‌خوانیم:

نشانه‌ها اغلب ظریف بوده و تغییرات رادیولوژیکی بدتر از موارد بالینی ظاهر می‌شوند. گهگاه سرفه‌های مزمن، تحریک بخش بالایی مجرای تنفسی، نفس‌های کوتاه و با زحمت زیاد و خلط خونی نیز دیده می‌شود.

برگه اطلاعات همچنین می‌گوید که استنشاق، بلع و یا تماس پوستی می‌تواند باعث تهوع، استفراغ و اسهال و تحریک بینی، گلو و راه‌های هوایی شود. گفته شده روغن سنتتیک باعث تحریک جدی چشم و ایجاد جوش می‌شود درحالی‌که روغن مرسوم باعث سردرد، بی‌قراری و واکنش آلرژیک پوست می‌شود.

  • مایع گیربکس اتوماتیک


مایع گیربکس اتوماتیک اساساً روغنی سبک است که بر پایه‌ی اطلاعات موجود به‌طور معقولی مضر است. ریسک بیماری‌های ایجاد شده توسط این مایع دقیقاً همان‌هایی هستند که در بالا و در بحث روغن دنده اشاره شد.

  • مایع هیدرولیک فرمان


برگه‌ی اطلاعات مایع هیدرولیک فرمان Quaker State اساساً همان بیماری‌های مربوط به روغن دنده و گیربکس اتوماتیک را ذکر کرده که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان مشکلات تنفسی را در هنگام استنشاق و همچنین اسهال در صورت بلع را نام برد.


روغن ترمز ترکیبات مشابه ضدیخ را دارد بنابراین جای تعجبی ندارد که در برگه اطلاعات روغن Prestone ببینیم که محصولاتشان می‌تواند باعث آسیب چشم، التهاب پوست و آسیب به کلیه‌ها و کبد از طریق بلع شود.

در بخش مهم‌ترین نشانه‌ها، برگه اطلاعات می‌گوید تماس چشم‌ها می‌تواند باعث آسیب قرنیه شود و تماس روغن ترمز با پوست می‌تواند باعث حساسیت و تحریک آن شود.

استنشاق میزان بالایی از بخارات روغن می‌تواند باعث تحریک، سردرد، بی‌قراری، خواب‌آلودگی، از دست دادن حس توازن و اختلالات بینایی شود.

اگر روغن ترمز را بنوشید این اثرات را خواهید دید:

بلع این ماده می‌تواند باعث اختلالات روده‌ای از جمله التهاب، درد شکمی، تهوع و استفراغ، اسهال، سردرد، بی‌قراری و خواب‌آلودگی، اختلال بینایی، کاهش حجم ادرار و آسیب کلیه‌ها و کبد شود.

در انتها برگه اطلاعات خاطرنشان می‌سازد که تماس روغن ترمز با پوست زخمی می‌تواند منجر به جذب مقادیر مرگ‌آور این ماده شود.


سردکنی (مُبرد) که برای شارژ سیستم تهویه خودرو بکار می‌رود خیلی برای سلامتی خوب نیست.

برگه اطلاعات این ماده می‌گوید که تنفس خنک‌کننده‌ی R134a نه تنها باعث سرطان می‌شود بلکه می‌تواند باعث اثراتی چون بی‌قراری، ضعف، تهوع و… شود.

سردکن در حقیقت می‌تواند اکسیژن خون را جایگزین کرده و باعث خفگی شود. در دزهای بالا این ماده می‌تواند باعث ضربان غیرمعمول قلب شود که اساساً مرگبار است.


مایعاتی که در این دو قسمت ذکر شده‌اند به‌طورمعمول در هر تعمیرگاه و گاراژی یافت می‌شوند. البته باید گفت اغلب اثراتی که در بالا ذکر شده‌اند در اثر استنشاق یا بلع مقادیر زیاد مواد ذکر شده بروز می‌یابند.

حتی روغن‌موتور تمیز و دیگر مایعات نیز مضر بوده و می‌توانند تأثیرات مخرب زیادی بر سیستم عصبی، کلیه و کبد داشته باشند. روغن‌موتور کارکرده و سردکن کولر حتی باعث ایجاد سرطان می‌شوند.

هنگام کار با این مایعات نهایت دقت را به عمل آورده و آن‌ها را دور از دسترس کودکان قرار دهید.

چگونه مایعات موجود در خودرو می‌توانند جان شما را بگیرند؟ (قسمت اول)



source

1-How-to-Add-Windshield-Washer-Fluid.jpg

چگونه مایعات موجود در خودرو می‌تواند جان شما را بگیرد؟ (قسمت دوم)

به عنوان کسی که اغلب وقت خود را به خودرو اختصاص داده، تصمیم گرفتیم تا تحقیقی در رابطه با مایعات درون خودرو و تأثیر آن بر سلامتی انسان داشته باشیم و ببینیم که چقدر می‌توانیم زنده بمانیم! نتیجه‌ای که گرفتیم: احتمالاً نه خیلی زیاد!


خودروی شما مایعات زیادی را درون خود جای‌داده، از روغن‌موتور گرفته تا روغن گیربکس و مایع شیشه‌شور. همه‌ی آن‌ها باید دور از دستگاه گوارش باشند. در این نوشتار چگونگی سمی بودن آن‌ها را برای شما شرح داده‌ایم.

اولین کاری که انجام دادیم تماس با اداره‌ی ایمنی و سلامتی بازرگانی بود و آن‌ها گفتند که باید اوراق داده‌های ایمنی مواد را برای هر مایع بررسی کنیم؛ بنابراین در ساده‌ترین و تنبل‌ترین راه ممکن تصمیم گرفتیم تا در اینترنت نام محصولات و سپس اوراق داده‌ی ایمنی مواد را جست‌وجو کرده و جالب آنکه این موارد به راحتی در دسترس بودند. در حقیقت اکثر وب‌سایت‌هایی که روغن و مایعات خودرو را می‌فروشند توصیه‌های ایمنی را درج کرده‌اند.

در این راهنماها اثرات مایعات مختلف بر سلامتی انسان و همچنین موارد ایمنی مربوطه درج شده است.


ما نگاهی به روغن‌های دنده‌ی سنتتیک و مرسوم انداختیم و به نظر می‌رسد که این مایعات نسبتاً ایمن هستند و مهم‌ترین اثرات آن‌ها تنها هنگامی‌که مقادیر زیادی در دستگاه تنفسی وارد شوند ایجاد بیماری می‌کنند:

تنفس حاد و طولانی‌مدت مقادیر زیاد مواد حاوی روغن شاید التهاب جدی ریه را در پی داشته باشد. افرادی که این میزان روغن‌ها را استنشاق کرده‌اند با عواقب طولانی‌مدت درگیر خواهند بود. استنشاق مکرر مقادیر کم روغن‌های معدنی می‌تواند التهاب مزمن ریه‌ها را در پی داشته باشد و همین امر شاید آغازکننده‌ی ورم ریه باشد.

در ادامه می‌خوانیم:

نشانه‌ها اغلب ظریف بوده و تغییرات رادیولوژیکی بدتر از موارد بالینی ظاهر می‌شوند. گهگاه سرفه‌های مزمن، تحریک بخش بالایی مجرای تنفسی، نفس‌های کوتاه و با زحمت زیاد و خلط خونی نیز دیده می‌شود.

برگه اطلاعات همچنین می‌گوید که استنشاق، بلع و یا تماس پوستی می‌تواند باعث تهوع، استفراغ و اسهال و تحریک بینی، گلو و راه‌های هوایی شود. گفته شده روغن سنتتیک باعث تحریک جدی چشم و ایجاد جوش می‌شود درحالی‌که روغن مرسوم باعث سردرد، بی‌قراری و واکنش آلرژیک پوست می‌شود.

  • مایع گیربکس اتوماتیک


مایع گیربکس اتوماتیک اساساً روغنی سبک است که بر پایه‌ی اطلاعات موجود به‌طور معقولی مضر است. ریسک بیماری‌های ایجاد شده توسط این مایع دقیقاً همان‌هایی هستند که در بالا و در بحث روغن دنده اشاره شد.

  • مایع هیدرولیک فرمان


برگه‌ی اطلاعات مایع هیدرولیک فرمان Quaker State اساساً همان بیماری‌های مربوط به روغن دنده و گیربکس اتوماتیک را ذکر کرده که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان مشکلات تنفسی را در هنگام استنشاق و همچنین اسهال در صورت بلع را نام برد.


روغن ترمز ترکیبات مشابه ضدیخ را دارد بنابراین جای تعجبی ندارد که در برگه اطلاعات روغن Prestone ببینیم که محصولاتشان می‌تواند باعث آسیب چشم، التهاب پوست و آسیب به کلیه‌ها و کبد از طریق بلع شود.

در بخش مهم‌ترین نشانه‌ها، برگه اطلاعات می‌گوید تماس چشم‌ها می‌تواند باعث آسیب قرنیه شود و تماس روغن ترمز با پوست می‌تواند باعث حساسیت و تحریک آن شود.

استنشاق میزان بالایی از بخارات روغن می‌تواند باعث تحریک، سردرد، بی‌قراری، خواب‌آلودگی، از دست دادن حس توازن و اختلالات بینایی شود.

اگر روغن ترمز را بنوشید این اثرات را خواهید دید:

بلع این ماده می‌تواند باعث اختلالات روده‌ای از جمله التهاب، درد شکمی، تهوع و استفراغ، اسهال، سردرد، بی‌قراری و خواب‌آلودگی، اختلال بینایی، کاهش حجم ادرار و آسیب کلیه‌ها و کبد شود.

در انتها برگه اطلاعات خاطرنشان می‌سازد که تماس روغن ترمز با پوست زخمی می‌تواند منجر به جذب مقادیر مرگ‌آور این ماده شود.


سردکنی (مُبرد) که برای شارژ سیستم تهویه خودرو بکار می‌رود خیلی برای سلامتی خوب نیست.

برگه اطلاعات این ماده می‌گوید که تنفس خنک‌کننده‌ی R134a نه تنها باعث سرطان می‌شود بلکه می‌تواند باعث اثراتی چون بی‌قراری، ضعف، تهوع و… شود.

سردکن در حقیقت می‌تواند اکسیژن خون را جایگزین کرده و باعث خفگی شود. در دزهای بالا این ماده می‌تواند باعث ضربان غیرمعمول قلب شود که اساساً مرگبار است.


مایعاتی که در این دو قسمت ذکر شده‌اند به‌طورمعمول در هر تعمیرگاه و گاراژی یافت می‌شوند. البته باید گفت اغلب اثراتی که در بالا ذکر شده‌اند در اثر استنشاق یا بلع مقادیر زیاد مواد ذکر شده بروز می‌یابند.

حتی روغن‌موتور تمیز و دیگر مایعات نیز مضر بوده و می‌توانند تأثیرات مخرب زیادی بر سیستم عصبی، کلیه و کبد داشته باشند. روغن‌موتور کارکرده و سردکن کولر حتی باعث ایجاد سرطان می‌شوند.

هنگام کار با این مایعات نهایت دقت را به عمل آورده و آن‌ها را دور از دسترس کودکان قرار دهید.

چگونه مایعات موجود در خودرو می‌توانند جان شما را بگیرند؟ (قسمت اول)



source

fluids-in-your-car.jpg

چگونه مایعات موجود در خودرو می‌توانند جان شما را بگیرند؟ (قسمت اول)

به عنوان افرادی که اغلب وقت خود را به خودرو اختصاص می‌دهیم، تصمیم گرفتیم تا تحقیقی در رابطه با مایعات درون خودرو و تأثیر آن بر سلامتی انسان داشته باشیم و ببینیم که چقدر می‌توانیم زنده بمانیم! نتیجه‌ای که گرفتیم: احتمالاً نه خیلی زیاد!


خودروی شما مایعات زیادی را درون خود جای داده، از روغن موتور گرفته تا روغن گیربکس و مایع شیشه‌شور. همه‌ی آن‌ها باید دور از دستگاه گوارش باشند. در این نوشتار چگونگی سمی بودن آن‌ها را برای شما شرح داده‌ایم.

اولین کاری که انجام دادیم تماس با اداره‌ی ایمنی و سلامتی بازرگانی بود و آن‌ها گفتند که باید اوراق داده‌های ایمنی مواد را برای هر مایع بررسی کنیم؛ بنابراین در ساده‌ترین و تنبل‌ترین راه ممکن تصمیم گرفتیم تا در اینترنت نام محصولات و سپس اوراق داده‌ی ایمنی مواد را جست‌وجو کرده و جالب آنکه این موارد به‌راحتی در دسترس بودند. در حقیقت اکثر وب‌سایت‌هایی که روغن و مایعات خودرو را می‌فروشند توصیه‌های ایمنی را درج کرده‌اند.

در این راهنماها اثرات مایعات مختلف بر سلامتی انسان و همچنین موارد ایمنی مربوطه درج‌شده است.


با بلع روغن‌موتور مدت زیادی زنده نخواهید ماند. به دلیل اشتیاق زیاد ما به داده‌های ایمنی چندین روغن از جمله Mobil 1 10W-30 سنتتیک و Pennzoil 10W-30 نگاهی انداختیم.

اولین چیزی که فهمیدیم این بود که روغن‌موتور زمانی که تمیز است کاملاً بی‌ضرر بوده و داده‌های ایمنی دو روغن ذکر شده در بالا نیز می‌گویند استنشاق، بلع و در معرض قرار گرفتن پوست در برابر این مایعات حداقل سمیت را دارد.

در حقیقت روغن تمیز آن‌قدری امن است که برگه اطلاعات حتی می‌گویند نیازی به نگرانی زیاد درباره‌ی محافظت پوست وجود ندارد.

Mobile1 این‌گونه گفته است: معمولاً در شرایط استفاده‌ی نرمال محافظت از پوست نیاز نیست.

تنها نگرانی دراین‌باره در برگه اطلاعات Pennzoil این‌گونه درج شده است: تماس مستمر و طولانی با روغن بدون تمیز کردن مناسب می‌تواند باعث مسدود شدن منافذ پوست و بروز اختلالاتی چون جوش‌های پوست شود.

اما درباره‌ی روغن‌موتور استفاده شده اوضاع چندان دل‌چسب نیست. داده‌ها می‌گویند وقتی روغنی کثیف است به ماده‌ای سرطان‌زا تبدیل می‌شود. این را بخوانید:

روغن‌هایی که در پیشرانه‌های بنزینی استفاده می‌شوند شاید خطرناک باشند. این روغن‌ها در تست‌های حیوانی مولد سرطان شناخته شده‌اند. در محیط in vitro باعث جهش شده‌اند و احتمال آلرژی را دارند. این روغن‌ها حاوی ترکیبات آروماتیک پلی سیکلیک هستند.


و اینجا Pennzoil درباره‌ی دلیل خطرناک بودن روغن‌های کارکرده می‌گوید: روغن‌های کارکرده شاید حاوی ناخالصی‌های مضری باشند که در هنگام استفاده ذخیره کرده‌اند. غلظت چنین ناخالصی‌هایی به استفاده از روغن بستگی داشته و شاید حاوی ریسک‌هایی برای سلامتی و محیط‌زیست باشند. تمامی روغن‌های کارکرده باید با احتیاط و تا حد امکان بدون تماس پوست جابجا شوند. باید گفت تماس مستمر با روغن‌های کارکرده باعث ایجاد سرطان در تست‌های حیوانی شده است.

خب اساساً پوشیدن لباس‌های روغنی و خوردن آن‌ها تا زمانی که تمیز باشند مشکل چندانی ایجاد نمی‌کند (ما این کار را اصلاً توصیه نمی‌کنیم) اما تماس با روغن‌های استفاده شده ایده‌ی بسیار بدی است.

  • خنک‌کننده‌ی پیشرانه


بی‌شک خطرناک‌ترین مایع موجود در خودرو خنک‌کننده‌ی پیشرانه یا همان ضدیخ است. این مایع حاوی اتیلن گلایگول است که به عنوان افزایش‌دهنده‌ی نقطه‌ی جوش و کاهش‌دهنده‌ی نقطه انجماد آب بکار رفته برای خنک کردن پیشرانه عمل می‌کند. هرچند این مایع سبز، صورتی یا زرد مضر بوده و می‌تواند مرگبار باشد.


برگه اطلاعات ایمنی Prestone نشان می‌دهد اگر شما ضد یخ بنوشید در دنیایی از آسیب فرو خواهید رفت. نشانه‌های مهم این بخش عبارت‌اند از:

بلع این ماده می‌تواند باعث ناراحتی و درد وریدهای شکمی، حالت تهوع، استفراغ، سرگیجه، خواب‌آلودگی، بی‌قراری، زودرنجی، کمردرد، کاهش حجم ادرار، نارسایی کلیه و تأثیرات روی سیستم عصبی مرکزی شود.

در آخرین مراحل و سطوح بلع اتیلن گلایکول شاید عصب‌های مغزی نیز درگیر شوند. به‌طور خاص اثراتی از درگیری عصب‌های هفتم، هشتم و نهم مغزی گزارش شده که این امر با فلج شدن عصب‌های صورت، کاهش شنوایی و نارسایی در بلع دیده شده است.

به نظر می‌رسد از این بدتر وجود ندارد! برگه اطلاعات می‌گوید که نارسایی قلبی و اِدِم (خیز) ریه نیز می‌تواند از نتایج خوردن زیاد ضد یخ باشد و در بخش اثرات مزمن گفته شده است که:

استنشاق مکرر و طولانی‌مدت این ماده می‌تواند نشانه‌هایی از درگیری سیستم اعصاب مرکزی به ویژه سرگیجه و حرکات چشم را در پی داشته باشد.

فهمیده شده که اتیلن گلایکول باعث اختلال تنفسی حیوانات آزمایشگاهی می‌شود. هنوز اثرات این یافته در انسان تخمین زده نشده است. بر پایه‌ی داده‌های آزمایشگاهی، ۲- اتیل هگزانوئیک اسید (نمک سدیم) باعث اثرات رشدی و نموی می‌شود.

بنابراین اساساً اگر مایع ضد یخ را بخورید شاید شاهد از دست رفتن مغز، ازکارافتادن قلب، کاهش شنوایی، فلج شدن صورت، رنج بردن از نارسایی کلیه و… باشید.

خبر خوب اینکه تماس پوست و چشم با این مایع اثر چندان زیادی ندارد.

  • مایع شیشه‌شور


این مایع از حدود یک‌سوم متانول تشکیل شده و این ماده نیز چندان خوشایند نیست. برگه اطلاعات دو برند مطرح در این زمینه یعنی Splash و Peak نشان می‌دهد که همانند ضدیخ، بلع و یا استنشاق مایع شیشه‌شور می‌تواند به نارسایی کلیه، درگیری سیستم عصبی مرکزی و یا آسیب به بینایی منجر شود.

برگه اطلاعات Splash نشان می‌دهد که استنشاق این ماده خطر بزرگ‌تری دارد:

استنشاق یا بلع متانول می‌تواند باعث اختلال بینایی و در نهایی کوری شود. همچنین آسیب دائمی و برگشت‌ناپذیر سیستم عصبی نیز ممکن است رخ دهد.

این برگه همچنین می‌گوید که مایه شیشه‌شور سمی بوده و بلع ۳۰ تا ۲۵۰ میلی‌لیتر از متانول خالص می‌تواند منجر به مرگ شود. البته گفته نشده که برای مرگ چقدر مایع شیشه‌شور لازم است!

گفته شده مقادیر مضر متیل الکل می‌تواند بر روی چشم‌ها و سیستم عصبی مرکزی اثر بگذارد. غلظت‌های بالای این ماده می‌تواند باعث تأثیرات حاد روی سیستم اعصاب مرکزی و ایجاد سردرد، سرگیجه، حالت تهوع و گیجی شود.

در نهایت بلع این ماده می‌تواند باعث ایجاد حالت تهوع، درد شکمی، سردرد، کاهش تنفس و کوری شود. مقادیر زیاد آن می‌تواند باعث به کما رفتن فرد و در نهایت مرگ شود.

بلع مقادیر زیاد متیل الکل باعث آسیب به اندام‌هایی چون کبد، کلیه، پانکراس، قلب، شش‌ها و مغز می‌شود. اگرچه که این موضوع به ندرت رخ می‌دهد اما افرادی که پس از بلع این میزان ماده زنده می‌مانند شاید از آسیب‌های دائمی اعصاب رنج ببرند.

ادامه دارد…



source