1987-Buick-Regal-Grand-National-side-burnout-516x323.jpg

ده خودروی برتر اسپرت آمریکایی دهه ۸۰

دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی برای خودروهای اسپرت آمریکایی یک دوره‌ی تغییر و تحول بود. خودروهای عضلانی کلاسیک دیگر از لحاظ عملکرد قوی‌ترین خودروی آمریکا نبودند. در این دوره هاچ بک‌های سطح بالا، سدان های اسپرت و حتی کوپه‌های موتور وسط در کنار خودروهای عضلانی فروش خوبی داشتند.

1987-Buick-Regal-Grand-National-side-burnout
اگرچه به نظر بسیاری از افراد این دهه یک دوره‌ی رکود برای خودروهای سطح بالای آمریکایی محسوب می‌شود اما در این میان چند خودروی ارزشمند هم تولید شده‌اند که قابلیت رقابت با بهترین خودروهای اروپا و آسیا را داشته باشند. انتخاب تنها ده خودرو از میان خودروهای زیادی که در این ده سال تولید شد کار سختی بود و همین محدودیت باعث شد که نتوانیم خودروهای خاطره‌انگیزی مثل دلورین DMC-12، داج شلبی داکوتا، پونتیاک گرند پریکس مک لارن توربو، کرایسلر کانکوئست و مرکور XR4Ti بدشانس را در لیست قرار دهیم. در ادامه لیست ده خودروی برتر اسپرت آمریکایی دهه‌ی هشتاد میلادی را مرور می‌کنیم. شما فکر می‌کنید که چه خودروهایی استحقاق حضور در لیست را داشته‌اند؟

۱۰٫ فورد تاندربرد سوپر کوپه سال ۱۹۸۹
در سال ۱۹۸۹ دهمین نسل تاندربرد وارد بازار شد. این نسل بدنه‌ی آئرودینامیک تر و فاصله محوری طویل‌تری داشت. نسل قبلی این خودرو که توربو کوپه نامیده می‌شد از رده خارج و مدل عملکردی سوپر کوپه جایگزین آن شد.

1989 Ford Thunderbird Super Coupe
۱۹۸۹ Ford Thunderbird Super Coupe

همان‌طور که از نام این خودرو مشخص است سوپر کوپه از پیشرانه‌ی ۳٫۸ لیتری هشت سیلندر سوپرشارژر قدرت می‌گرفت و ۲۱۰ اسب بخار نیرو و ۴۲۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد. این خودرو علاوه بر موتور قدرتمند از تجهیزات پیشرفته‌ای بهره می‌برد. دیفرانسیل عقب لغزش محدود، ترمزهای ضد قفل، پکیج رکاب، سیستم تعلیق سفت‌تر و آپشن گیربکس دستی پنج سرعته نمونه‌هایی از تجهیزات این خودرو بودند.

۹٫ داج دایتونا شلبی Z سال ۱۹۸۷
داج دایتونا یک خودروی هاچ بک کامپکت بود که در سال ۱۹۸۴ معرفی شد. این خودرو همیشه با آپشن توربوشارژ عرضه می‌شد اما در سال ۱۹۸۷ دایتونا قدم بعدی را برداشت. دایتونای سال ۱۹۸۷ که شلبی Z نامیده می‌شد قدرتش را از موتوری ۲٫۲ لیتری چهار سیلندر توربوشارژ می‌گرفت و می‌توانست ۱۷۴ اسب بخار نیرو و ۲۷۱ نیوتن متر گشتاور تولید کند.

1987 Dodge Daytona Shelby Z
۱۹۸۷ Dodge Daytona Shelby Z

این میزان نیرو برای دایتونا هاچ بک سبک‌وزن بسیار شگفت‌انگیز بود و باعث شده بود که این خودرو یک خودروی سطح بالا باشد. داج برای تطبیق پیشرانه جدید با بدنه‌ی این خودرو سیستم تعلیق این خودرو را هم ارتقا داد.

۸٫ شورولت کامارو IROC-Z سال ۱۹۸۹
دهه‌ی ۱۹۸۰ برای شورولت کامارو یک دهه‌ی خوب نبود. قدرت کمتر تولیدشده از پیشرانه‌ی بزرگ‌تر ۵٫۷ لیتر هشت سیلندر که با گیربکس اتوماتیک محدود شده بود این خودرو را کمی از تب‌وتاب انداخت.

1989 Chevrolet Camaro IROC-Z
۱۹۸۹ Chevrolet Camaro IROC-Z

اما در سال ۱۹۸۹ مدل IROC-Z تبدیل به یک خودروی عملکردی شد. این خودرو با تولید ۲۳۰ اسب بخار نیرو از پیشرانه‌ی هشت سیلندر ۵٫۰ لیتری و مهم‌تر از آن گیربکس پنج سرعته دستی جان تازه‌ای گرفت. این کامارو همچنین با ترکیب اکسل عقب سطح بالا و آپشن مسابقه‌ای کد ۱LE تبدیل به یک جنگجوی مسابقه‌ای شد.

۷٫ فورد تاروس SHO سال
به نظر می‌رسد که یک سدان خانوادگی جایی در لیست نداشته باشد اما فورد تاروس SHO سال ۱۹۸۹ گرگی در لباس بره است. زیر کاپوت این خودرو پیشرانه‌ی شش سیلندر ۳٫۰ لیتری قرار گرفته است که ماکزیمم قدرت آن در گردش ۷۰۰۰ دور بر دقیقه تولید می‌شود. این خودرو با پیشرانه شش سیلندرش می‌تواند ۲۲۰ اسب بخار نیرو و ۲۷۱ نیوتن متر گشتاور تولید کند.

1989 Ford Taurus SHO
۱۹۸۹ Ford Taurus SHO

فورد تنها گیربکس پنج سرعته دستی را برای این خودرو در نظر گرفته بود. مدل SHO به لطف طراحی بدنه‌ی تهاجمی‌تر از مدل معمولی تاروس متمایز می‌شود. بسیاری از مردم تاروس SHO سال ۱۹۸۹ را با سدان های اسپرت اروپایی آن دوره برابر می‌دانستند.

۶٫ داج شلبی اومنی GLHS سال ۱۹۸۶
درست مثل داج دایتونا، کارول شلبی در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی بر روی ساب کامپکت اومنی کار کرد. نتیجه‌ی تلاش شلبی یک خودروی هاچ بک سطح بالا بود که از بسیاری جهات بهتر از بعضی خودروهای اسپرت قوی و گران‌قیمت بود.

1986 Dodge Shelby Omni GLHS
۱۹۸۶ Dodge Shelby Omni GLHS

شلبی اومنی GLHS قدرتش را از پیشرانه چهار سیلندر ۲٫۲ لیتری توربوشارژ می‌گرفت و در سال ۱۹۸۶ می‌توانست ۱۷۵ اسب بخار نیرو و ۲۳۷ نیوتن متر گشتاور تولید کند. این قدرت تولیدی برای یک خودروی ۹۹۹ کیلوگرمی بسیار شگفت‌انگیز بود و GLHS با این موتور واقعاً مثل یک موشک سریع بود.

۵٫ پونتیاک فیرو GT سال ۱۹۸۸
فیرو GT سال ۱۹۸۸ میلادی آخرین نسل از این خودرو بود اما پونتیاک از این خودرو سرسری نگذشت و آخرین مدل این خودرو را بهتر از قبل تولید کرد. تمام فیروهای سال ۱۹۸۸ سیستم تعلیق کاملاً جدیدی دریافت کردند. این سیستم تعلیق جدید باعث بهبود هندلینگ و کنترل رانندگی در این خودرو شد. ترمزها و فرمانپذیری این خودرو هم مثل پیشرانه ارتقا پیدا کرد.

1988 Pontiac Fiero GT
۱۹۸۸ Pontiac Fiero GT

فیرو GT با موتور شش سیلندر ۲٫۸ لیتری‌اش تنها ۱۴۰ اسب بخار نیرو و ۲۳۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد اما همین میزان نیرو و سیستم تعلیق جدید برای این خودروی موتور وسط ۱۲۷۱ کیلوگرمی کافی بود تا رانندگی با آن شگفت‌انگیز باشد.

۴٫ شورولت کوروت سال ۱۹۸۹
درست مثل کامارو، کوروت هم در دهه‌ی ۸۰ میلادی سال‌های سیاهی را سپری می‌کرد. با این وجودی این خودرو یکی از بهترین خودروهای سطح بالای این دهه بود.

1989 Chevrolet Corvette
۱۹۸۹ Chevrolet Corvette

در سال ۱۹۸۹ شورولت گیربکس شش سرعته دستی مناسبی را جایگزین گیربکس ۴+۳ قدیمی‌ کرد. گیربکس جدید این خودرو با پیشرانه هشت سیلندر ۵٫۷ لیتری جفت می‌شد و ۲۴۵ اسب بخار نیرو و ۴۶۷ نیوتن متر گشتاور تولیدی این خودرو را به‌خوبی به چرخ‌ها منتقل می‌کرد. ساختار مناسب گیربکس جدید باعث عملکرد و هندلینگ بهتری در این خودرو شد.

۳٫ پونتیاک توربو ترنس ای‌ام سال ۱۹۸۹
شاید باورش سخت باشد اما در سال ۱۹۸۹ سریع‌ترین خودروی اسپرت آمریکایی نه یک کوروت بلکه پونتیاک ترنس ای‌ام بود. این خودرو که توربو ترنس ای‌ام نامیده می‌شد یک خودروی سطح بالا بود که پیشرانه‌ی هشت سیلندر ۳٫۸ لیتری توربوشارژ بیوک را به عاریه گرفته بود. قدرت تولیدی این خودرو به ۲۵۰ اسب بخار نیرو و ۴۶۱ نیوتن متر گشتاور می‌رسید اما بسیاری این آمار و ارقام را دست‌کم می‌گرفتند.

1989 Pontiac Turbo Trans Am
۱۹۸۹ Pontiac Turbo Trans Am

این خودرو در مدل‌های کوپه و T-top به تولید می‌رسید و تنها نقطه ضعفی که در این خودرو به چشم می‌خورد این واقعیت بود که توربو ترنس ای‌ام تنها با گیربکس چهار سرعته اتوماتیک عرضه می‌شد. شاید بتوان گفت گیربکس اتوماتیک به‌واقع لذت رانندگی با چنین خودروی اسپرت خارق‌العاده‌ای را از راننده می‌گرفت.

۲٫ فورد ماستنگ GT سال ۱۹۸۷
فورد ماستنگ سال ۸۷ میلادی طراحی بدنه‌ای به شکل روباه داشت و اگر قرار باشد خودروهای عملکردی آمریکایی در این دهه را به تصویر بکشیم حتماً نمونه‌ای از پوستر این خودرو را به نمایش می‌گذاریم. درواقع به نظر می‌رسد که هر کس که در آمریکا طرفدار خودرو بوده یا این خودرو را داشته یا کسی را می‌شناخته که این خودرو رانده باشد. این ماستنگ در طول سال‌ها با پیشرانه‌های متفاوتی وارد بازار شد و بیشتر مردم بهترین فورد ماستنگ دهه‌ی هشتاد میلادی را با پیشرانه چهار سیلندر توربوشارژ SVO به یاد دارند.

1987 Ford Mustang GT
۱۹۸۷ Ford Mustang GT

البته ما با این نظر موافق نیستیم چراکه یک فورد ماستنگ با یک پیشرانه‌ی هشت سیلندر شناخته می‌شود و نمونه‌ی مورد علاقه‌ی ما مدل ۱۹۸۷ تا ۱۹۸۹ بود که با بدنه‌ای روباه شکل به تولید رسید. در سال ۱۹۸۷ ماستنگ با فیس لیفت آئرو و ارتقا پیشرانه به یک موتور ۴٫۹ لیتری هشت سیلندر به بازار عرضه شد. این خودرو با تولید ۲۲۵ اسب بخار نیرو و ۴۰۶ نیوتن متر گشتاور خودروی قدرتمندی محسوب می‌شد اما هنوز به‌اندازه‌ی توربو ترنس ای‌ام قدرتمند نبود. البته ماستنگ هشت سیلندر برخلاف مدل ویژه‌ی پونتیاک از گیربکس دستی بهره می‌برد.

۱٫ بیوک GNX سال ۱۹۸۷
شاید بیوک GNX سریع‌ترین و جذاب‌ترین نبود و یا بهترین خودروی آمریکایی دهه‌ی هشتاد میلادی از نظر هندلینگ نبود اما این خودرو به‌واقع سرسخت‌ترین و قابل‌بحث‌ترین کاراکتر این دهه بود. بیوک GNX با وجهه‌ای تاریک و ظاهری شرور با طراحی متین و آرام معمول بیوک کاملاً در تضاد بود.

1987 Buick GNX
۱۹۸۷ Buick GNX

زیر کاپوت این خودرو پیشرانه‌ی شش سیلندر ۳٫۸ لیتری توربوشارژ قرار داشت که ۲۷۶ اسب بخار نیرو و ۴۸۸ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد. پیشرانه‌ی این خودرو همان پیشرانه‌ی پونتیاک توربو ترنس ای‌ام بود و به همین خاطر بسیاری این پیشرانه و قابلیت‌های آن را دست‌کم می‌گرفتند.
با تلاش‌های مهندسان بیوک، GNX همچنین یک خودروی چالاک با هندلینگ بالانس شده بود که قدرت را به‌خوبی به چرخ‌ها منتقل می‌کرد و به‌راحتی از پس پیچ‌های تند برمی‌آمد. متأسفانه این خودرو هم مثل توربو ترنس ای‌ام تنها با گیربکس اتوماتیک چهار سرعته به تولید می‌رسید.

منبع: autoguide



s

Nissan-New-Mobility-concept-front-three-quarter-02-516x343.jpg

نیو موبیلیتی کانسپت؛ نسخه امریکایی نیسان از رنو تویزی

اگر حداقل یک موضوع در رابطه با آینده نامعلوم حمل و نقل شخصی مشخص باشد، این است که شهرهای بزرگ دیگر نمی‌توانند این حجم از ترافیک و آلاینده‌ها را تحمل کنند. جاهایی مانند «میلان» و «لندن»، همین حالا نیز برخی برنامه‌ها را در رابطه با محدود کردن خودروها و تراک‌ها را تجربه می‌کنند. همچنین خطوط مخصوص دوچرخه بخش بزرگی از خیابان‌های منهتن و بروکلین در نیویورک امریکا را تشکیل می‌دهند. امّا برای علاقه‌مندان دنیای رانندگی، هیچ چیزی بالاتر از رفتن به داخل شهر با خودروی شخص با پیشرانه احتراق داخلی نیست؛ چه این خودرو یک وسیله نقلیه بزرگ باشد یا یک اسپورت جمع‌وجور و کوچک که در آن، فقط در هنگام توقف در پشت چراغ‌قرمزها به پای چپ استراحت داده می‌شود.

Nissan-New-Mobility-concept-front-three-quarter-02
حتی رانندگان تاکسی که مالکان آنها در شهری مانند نیویورک، هزینه زیادی را سرمایه‌گذاری کرده‌اند، باید از آمدن قریب‌الوقوع خودورهای بدون راننده «اوبر» برای جابجایی مسافر نگران باشد. مشتریان این تاکسی‌های جدید همان‌هایی هستند که از دست تکان دادن برای «تاکسی‌های آینده» نیسان NV200 زردرنگ خسته شده‌اند.

Nissan-New-Mobility-concept-front-three-quarter-03
یکی از گزینه‌های «تاکسی‌های آینده» برای مناطق پرجمعیت و شلوغ شهری، مدل تک‌سرنشینه با پیشرانه الکتریکی رنو تویزی یا مدل ۱+۱ با نشان و مهندسی جدید نیسان نیو موبیلی کانسپت (NMC) است که هم‌اکنون امکان کرایه آن در شهر «سان‌فرانسیسکو» از طرف شرکت «اسکوت» فراهم شده است. «اسکوت» شرکتی است که اسکوترهای برقی را در هر نیم ساعت ۲ دلار و برای هر روز ۲۰ دلار اجاره می‌دهد. این شرکت از اکتبر سال گذشته میلادی، به صورت آزمایشی تعداد ۱۰ دستگاه نیسان NMC را ارائه کرده است. این در حالی است که نیسان در حال حاضر، استفاده از NMC در توکیو  را نیز آزمایش می‌کند.

Nissan-New-Mobility-concept-rear-three-quarter-in-motion
مقامات نیسان از ادامه همکاری نیسان با اسکوت و امکان افزایش تعداد این وسیله‌های نقلیه خبر می‌دهند. نرخ روزانه نیسان برای NMC برابر ۸۰ دلار است و اگر کسی بخواهد از این وسیله در یک ساعت استفاده کند، باید ۶ دلار بپردازد. در آپگرید نیسان NMC نسبت به رنو تویزی، امکاناتی مانند یک سقف، حفاظت جانبی در مقابل برخوردها، یک غربیلک فرمان معمولی، یک کمربند ایمنی سه نقطه‌ای، یک سیستم تعلیق که بیشتر از اینکه حالت یک موتورسیکلت را تداعی کند، حس و حال یک «اتومبیل» را دارد،  و یک محفظه قفل‌شونده در پشت آپشن صندلی مسافر در اختیار قرار گرفته است.

Nissan-New-Mobility-concept-rear-side-in-motion
در حالی که یک پنجره کامل و یک برف‌پاک‌کن تکی در جلوی NMC وجود دارد، ولی هیچ خبری از پنجره‌های کناری و عقب نیست. برای دیدن هر چیزی که در عقب شما قرار دارد، تنها باید به دو آینه بغل تکیه کنید. در این حالت، احتمالاً باید مسیر را حتی برای دوچرخه‌ها نیز باز کنید.

Nissan New Mobility concept
رنو تویزی که در اسپانیا ساخته می‌شود، به مدت چهار سال است که در بازار اروپا عرضه می‌شود. این در حالی است که نیسان معمولاً از نیو موبیلی کانسپت با عنوان یک «چهار چرخ» یاد می‌کند. در واقع، این یک چهار چرخ غیرآفرود با یک موتور الکتریکی به جای یک انجین داغ موتورسیکلت است. باتری ۶/۱ کیووات‌ساعتی در این وسیله می‌تواند مسافت رانندگی معادل ۶۴ کیلومتر را تأمین کند و سپس دوباره با استفاده از یک درگاه برق ۲۲۰ ولت، در مدت ۳/۵ ساعت شارژ کامل شود.

Nissan-New-Mobility-concept-rear-three-quarter
حداکثر سرعت NMC برابر ۴۰ کیلومتر بر ساعت است که برابر حداقل سرعت موردنیاز برای وسایل نقلیه الکتریکی در امریکا است. همچنین این میزان برابر حداکثر سرعت نمونه اولیه خودران گوگل نیز هست. با این وجود، رنو تویزی می‌تواند دو برابر این سرعت، سریع حرکت کند. امَا به گفته نیسان، موتور الکتریکی NMC برای محدودیت سرعت تنظیم شده و بنابراین به سقف سرعت ۴۰ کیلومتر بر ساعت رسیده است. احتمالاً این تغییرات، چیزی بیش از یک تنظیمات سرعت خروجی نبوده است.

Nissan-New-Mobility-concept-front-three-quarter
از هر طرف که بخواهید، می‌توانید از طریق‌های استایل قیچی NMC، سوار این خودرو شوید. داشبورد دیجیتالی در بالای فرمان، دربرگیرنده تمام چیزهایی که در این وسیله به آنها احتیاج دارید؛ از جمله یک نشانگر سرعت بزرگ، زمان و مسافت سفر، نشانگر دنده و یک آیکون باتری به سبک گوشی‌های هوشمند. علی‌رغم عدم دید نسبت به عقب از طریق آینه‌های بغل، رانندگی با NMC بسیار آسان است؛ حتی با وجود اینکه  تمام وسایل نقلیه موجود در خیابان‌ها، ابعادی بزرگتر از شما دارند. نیسان NMC قابلیت مانور بالایی دارد و شما به راحتی می‌توانید ترافیک شلوغ را پشت‌سر بگذارید. شتاب موجود در موتور الکتریکی، حسّ یک موتور کوچک سه یا چهار سیلندر در یک خودروی اقتصادی را دارد. در همین حال، می‌توانید دستان خود را بر روی درهای کناری استراحت دهید. صندلی جلوی NMC می‌تواند برای اغلب افراد، شرایط مناسبی فراهم کند و اشخاص بلندقد و درشت‌هیکل در آن احساس راحتی خواهند کرد. ضمن اینکه جنس متریال پلاستیکی آن به گونه‌ای طراحی شده که آب باران از روی آن به‌راحتی خشک شود. همانند خودروهای معمولی، پایه سمت چپ، کنترل عملکرد راهنماها و چراغ‌ها را برعهده دارد. این در حالی است که پایه سمت راست، برای کنترل برف‌پاک‌کن مورد استفاده قرار می‌گیرد.

Nissan-New-Mobility-concept-front-end-parked
به گفته نیسان، در شهر سان‌فرانسیسکوی امریکا، ۱۰ نمونه خودروی NMC در طول ۶ ماه، حداقل ۵۰۰ بار کرایه شده‌اند. اگر نیسان بخواهد نسخه مخصوص به خود را از «تویزی» بفروشد، قیمتی بین ۸ تا ۱۰ هزار دلار برای آن تخمین زده می‌شود. مطابق اطلاعات نیسان، بازه قیمتی این خودور در اروپا تقریباً ۶۵۰۰ تا ۷ هزار یورو است. قیمت پایه این خودرو در بازار گران‌قیمت بریتانیا برابر ۶۸۹۵ پوند است که معادل چیزی حدود ۹۸۲۵ دلار می‌شود؛ چیزی که هنوز هم در سطح قیمتی پایین‌تری نسبت به مدل بنزینی اسمارت فورتو (۱۵۴۰۰ تا ۱۹۲۳۰ دلار) قرار می‌گیرد. این در حالی است که قیمت پایه یک فورتو الکتریک برابر ۲۵ هزار و ۷۵۰ دلار است که البته نباید محافظت  کامل آب‌وهوایی اسمارت را فراموش کنیم.

Nissan-New-Mobility-concept-front-three-quarters-in-motion
در دنیای آینده حمل و نقل که مطمئناً در آن «اتومبیل‌ها» حاکم بلامنازع آن نخواهند بود، می‌تواند «چهار چرخه‌»‌های الکتریکی مانند نیسان NMC را دید که در کنار اتوبوس‌ها و خودروهای شهری الکتریکی، متروها، تراک‌های هیبریدی یا الکتریکی، تاکسی‌های خودران و خطوط گسترده مسیرهای مخصوص دوچرخه، سیستم جابجایی‌های شهری را تشکیل می‌دهند.



s

2017-Mercedes-Benz-E300-front-end-03-516x343.jpg

اولین تجربه رانندگی با مرسدس بنز E300 جدید

من تجربه‌ی وحشت‌انگیز زیادی را با تاکسی‌ها داشته‌ام.این تجربه، هزینه‌ی مخفی هر مسافرت ثابتی است. از دیدن سرعت ۱۷۷ کیلومتر بر ساعت در صندلی عقب کراون ویکتوریا گرفته تا راننده‌ای در پالرمو که واقعاً مثل مسابقات اتومبیل‌رانی و مثل فرناندو آلونسو دور می‌زد و با لبخندی ملیح می‌گفت “شیکن!” (توضیح: شیکن اصطلاحی است که در مسابقات خودرویی بکار می‌رود.)

2017 Mercedes-Benz E300
۲۰۱۷ Mercedes-Benz E300

اما دیوانه‌وار‌ترین تجربه‌ی من حدود ۱۹ سال قبل در لیسبون پرتغال رخ‌داده است. خودروی تاکسی موردنظر یک مرسدس بنز E کلاس W124 با گیربکس ۵ دنده‌ی دستی بود و از همه جالب‌تر راننده‌ای بود که احساس می‌کرد مرحوم آیرتون سنا یا حداقل فامیل اوست! من مطمئن نیستم چقدر از معکوس کشیدن در زندگی خودم بی‌نیاز بوده‌ام اما آن یک‌بار را فهمیدم که در حقیقت مرگ قریب‌الوقوع نیست! (راننده واقعاً خوب بود)، به یاد می‌آورم که آن مرسدس میان‌سایز چقدر تاکسی خوبی بود.

2017 Mercedes-Benz E300
۲۰۱۷ Mercedes-Benz E300

چیز جالبی که رخ داد خارج شدن من از فرودگاه لیسبون به‌منظور مشاهده‌ی به بازار آمدن جدیدترین و بنا به ادعای مرسدس، بهترین E کلاس یعنی نسل پنجم W213 بود. اگر S کلاس به‌منزله‌ی جواهر بر روی تاج مرسدس باشد، E کلاس خود آن تاج خواهد بود! از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، هرساله بیش از ۶۰ هزار دستگاه E کلاس در ایالات‌متحده فروخته‌شده است. در سال ۲۰۱۵، مشتریان ۴۹۷۳۶ دستگاه E کلاس W212 را خریداری کرده‌اند که رقمی قابل‌احترام برای خودرویی گران در سال آخر تولید کاملش است. E کلاس سومین خودروی پرفروش مرسدس بنز آمریکای شمالی پس از C کلاس و M کلاس (GLE کنونی) است. در اروپا E کلاس حتی بهتر می‌فروشد و فروشی ۱۰۰ هزار دستگاهی را از سال ۲۰۱۰ تجربه می‌کند؛ و بله! بسیاری از آن‌ها تاکسی هستند. بدیهی است که جایگزین نمودن حجم زیادی از مدلی مثل E کلاس کاری آسان و یا کوچک نیست. خب آیا W213 جدید شانسی برای تکرار موفقیت‌های نسل‌های پیشین خود دارد؟

2017 Mercedes-Benz E300
۲۰۱۷ Mercedes-Benz E300

قبل از پاسخ دادن به این سؤال بیایید نگاهی بیندازیم به آنچه E کلاس جدید را شاخص نموده است. موضوع مناسب برای شروع، چهره‌ی این خودرو است و من فکر می‌کنم که می‌توان گفت این مرسدس جدید نمای بهتری از نسل قبلی دارد. خب، E کلاس جدید شباهت قوی و غیرقابل‌انکاری به C و S کلاس دارد. در تعمدی بودن این کار شکی نیست، اما من می‌توانم و بحث هم خواهم کرد که مرسدس خودش را به رنگ طراحی‌های قدیم BMW درآورده است.

2017 Mercedes-Benz E300
۲۰۱۷ Mercedes-Benz E300

داستان نمای داخلی هم همان است. احساس کنید که قسمت‌های داخلی E کلاس همان S کلاس گرم‌ونرم یا C کلاس بزرگ‌تر است. درهرصورت، از طراحی عالی و مواد باکیفیت استفاده‌شده در این خودرو چیزی کاسته نشده است. E کلاس می‌تواند با داشبورد کاملاً دیجیتالی سفارش داده شود که دربرگیرنده‌ی سه حالت مختلف خواهد بود: نرمال، اسپورت و اکو (اقتصادی). نمای حالت نرمال خب همانند سرعت‌سنج نرمال خواهد بود! درحالی‌که حالت اسپورت درجات نشانگرها را زرد خواهد کرد. چراکه نه؟! حالت اکو سرعت‌سنج را به وسط جابجا می‌کند و رک و پوست‌کنده بگویم کمی حالت پریوسی پیدا خواهد کرد. در حالت نرمال، سرعت‌سنج مجازی می‌تواند با سایر اطلاعات از قبیل نقشه و… جایگزین شود.

2017 Mercedes-Benz E300
۲۰۱۷ Mercedes-Benz E300
2017 Mercedes-Benz E300
۲۰۱۷ Mercedes-Benz E300

2017 Mercedes-Benz E300
۲۰۱۷ Mercedes-Benz E300

در ابتدا، تنها E کلاسی که ما در اواخر تابستان دریافت خواهیم کرد E300 خواهد بود. نیروبخش این خودرو پیشرانه‌ای دو لیتری مجهز به توربوشارژ و ۴ سیلندر خطی است که ۲۴۱ اسب بخار قدرت و ۳۷۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند و می‌گویند رقیب آن BMW 528i است (۲۴۰ اسب بخار نیرو و ۳۵۲ نیوتن متر گشتاور).

2017 Mercedes-Benz E300
۲۰۱۷ Mercedes-Benz E300

2017 Mercedes-Benz E300
۲۰۱۷ Mercedes-Benz E300

ترسی نیست، معتادان اسب بخار بدانند که نسخه‌های قوی‌تر W213 بعداً خواهند آمد. هر دو نشان AMG را یدک خواهند کشید. E43 پیشرانه‌ی توئین توربوی ۶ سیلندری خواهد داشت و نیروبخش مدل E63 نیروگاهی ۸ سیلندری و توئین توربو با ۴ لیتر حجم خواهد بود. ما همچنین بالاخره نسخه‌های دیزلی و پلاگین هیبرید مدل W213 را هم دریافت خواهیم کرد. قدرت پیشرانه از طریق گیربکس جدید روان و هوشمند ۹ سرعته ی مرسدس به چرخ‌ها انتقال می‌یابد.E300 باحالت دوچرخ متحرک عقب یا تمام چرخ‌ها متحرک به بازار می‌آید و ما تخمین می‌زنیم که شتاب صفرتا ۹۶ کیلومتر آن ۶٫۲ ثانیه باشد.

2017 Mercedes-Benz E300
۲۰۱۷ Mercedes-Benz E300

2017 Mercedes-Benz E300
۲۰۱۷ Mercedes-Benz E300

درروی جاده، احساس منکوب کننده‌ای به ما دست می‌دهد، E کلاس جدید به‌طور باورنکردنی‌ای سواری خوبی دارد. در بزرگراه‌های صاف سخت تحت‌فشارم تا احساس راندن یک خودروی عالی را بازگو کنم. این قابل‌توجه است زیرا من هرگز فکر نمی‌کنم که C کلاس حاضر سواری به این خوبی داشته باشد درحالی‌که هر دو خودرو از شاسی MRA مشتق شده‌اند. حدس من این است که ۱۰ سانتی‌متر فضای اضافی بین محورها این بهبود بزرگ را ایجاد نموده است. همچنین بدیهی است که مهندسان دو سال وقت اضافی داشته‌اند تا آن را اصلاح کنند. برای خودروی به این بزرگی هندلینگ کاملاً خوب است، البته فکر می‌کنم که ما باید برای نسخه‌های AMG صبر کنیم تا واقعاً ببینیم چی ساخته‌اند. این را هم اضافه کنیم که صندلی‌های عقب تنگ هستند، چیزی که نشان می‌دهد چرا مرسدس نسخه‌ای بافاصله‌ی زیاد بین محورها برای چین ساخته است.

مرسدس سیستم نیمه‌خودکار E کلاس را به‌خوبی ساخته‌وپرداخته است. این سیستم رانندگی خودکار خوانده می‌شود و اینجا نکته‌ی کلیدی وجود دارد: E300 می‌تواند خودروی جلوی خود را تا سرعت ۲۱۰ کیلومتر بر ساعت دنبال کند. تا زمانی که خطوط جاده به‌طور واضح مشخص باشند، شما می‌توانید دست‌هایتان را از روی فرمان‌بردارید. پس‌ازآن خودرو اعلام می‌دارد که فرمان را بگیرید اما شما می‌توانید به‌آسانی یکی از دو دکمه‌ی روی غربیلک فرمان را بفشارید و خودرو همچنان بدون دخالت دست‌ها به راه خود ادامه دهد. زمانی که رانندگی خودکار در حال انجام‌وظیفه است، شما می‌توانید چراغ‌راهنما را برای تغییر خطوط در هر جهتی بزنید و زمانی که در خط موردنظر خود قرار گرفتید چراغ‌راهنما را خاموش‌کنید. در ایالت‌هایی که از GPS برای تنظیم خودکار برای محدودیت سرعت‌ها استفاده می‌کنند شما می‌توانید با فشار دسته‌ی کروز کنترل از آن رد شوید!

2017 Mercedes-Benz E300

2017 Mercedes-Benz E300
برگردیم به سؤال ابتدایی خودمان: آیا E کلاس ۲۰۱۷ می‌تواند همانند پیشینیان خود در این سگمنت به رقابت بپردازد؟ من می‌توانم به شما بگویم که W213 یک E کلاس مخصوص است. علاوه بر این، این یک سدان خوش‌ساخت فارغ از مدل و نشان آن است. بزرگ‌تر، سبک‌تر، باهوش‌تر، ایمن‌تر، زیباتر و… از نسل‌های قبلی است و W213 جدید یک نقطه‌ی عطف برای مرسدس بنز است-با فرض اینکه هنوز مردم سدان ها را می‌خرند و کاملاً دیوانه‌ی SUV ها نیستند! درهرصورت، راننده‌های تاکسی پرتغالی آتش‌بازی به راه خواهند انداخت!

مشخصات مرسدس بنز E300 2017
قیمت پایه: ۵۴۰۰۰ دلار (تخمین زده‌شده)
مشخصات کلی: پیشرانه در جلو، RWD/AWD، چهار درب سدان
پیشرانه: ۲ لیتری/۲۴۱ اسب بخار قدرت/۳۷۰ NM گشتاور/۱۶ سوپاپ
گیربکس: ۹ سرعته اتوماتیک
طول/عرض/ارتفاع: ۴٫۹۲/۱٫۸۵/۱٫۴۶ متر
شتاب صفرتا ۹۶ کیلومتر بر ساعت: ۶٫۲ ثانیه (تخمین زده‌شده)
مصرف سوخت شهری/بزرگراهی/ترکیبی: ۱۰٫۲ تا ۱۰٫۷ لیتر ۶٫۹ تا ۷٫۱ لیتر ۸٫۷ تا ۹ لیتر در صد کیلومتر (تخمین زده‌شده)
زمان عرضه در ایالات‌متحده: تابستان ۲۰۱۶



s

1.jpg

کیا در پی ارائه رانندگی خودکار


نمایشگاه CES به یکی از نمایشگاه‌های معتبر دنیا درزمینهٔ فنّاوری خودرو تبدیل شده است، ازاین‌رو کیا هم از این فرصت استفاده کرده تا سیستم خودران ویژه خود را که Drive Wise یا رانندگی عاقلانه نام دارد معرفی کند. این نام‌گذاری در پی اعلام این شرکت برای ورود خودروهای با رانندگی نیمه‌خودکار کیا تا سال ۲۰۲۰ به بازار و خودران کاملاً مستقل تا سال ۲۰۳۰ بوده است.

تکنولوژی که کیا آن را Drive Wise می‌نامد در حقیقت امکان رانندگی خودکار را در جاده‌های اتوبانی به‌صورت ثابت نگه‌داشتن خودرو بین خطوط و رانندگی خودکار در جاده‌های شهری که شامل تغییر آنی وضعیت ترافیکی است برای خودرو فراهم می‌کند. همچنین کیا از سیستم سنجش هوشیاری راننده در خودرو که سیستمی مانند سیستم اتوپایلوت ولوو است پرده‌برداری کرده است؛ این سیستم حرکات صورت راننده را به‌طور دائم رصد می‌کند و در صورت اینکه احساس کند راننده خواب‌آلود است، خودرو را کنار می‌کشد و اجازه ادامه مسیر به خودرو نمی‌دهد تا راننده استراحت کند.

کیا امسال در نمایشگاه CES از تکنولوژی نمایشگر داخل کابینی با عنوان I-Cockpit رونمایی کرده که نمایشی از نسل آینده رابط کاربری خودرو با انسان است. این سیستم شامل کنترل حرکات بدن و لمس اثر انگشت است.

کیا هنوز اعلام نکرده که کدام یک از تکنولوژی‌های فوق ابتدا روی خودرو پیاده‌سازی می‌شود همچنین خبری از اینکه این سیستم قرار است روی کدام مدل از خودروهای شرکت کیا نصب شود در دسترس نیست. به‌علاوه اینکه در مورد اینکه تمام این تکنولوژی‌ها تا ۲۰۲۰ قرار است روی خودرو نصب شود یا تعدادی از آن‌ها هم سخنی به میان نیاورده است. ارائه تکنولوژی V2X، یعنی سیستم خودران کامل، بعد از سیستم Drive Wise عرضه می‌شود که زمان استفاده از این سیستم به شکل عملی در سال ۲۰۳۰ محقق خواهد شد.

 کیا در پی ارائه رانندگی خودکار

 کیا در پی ارائه رانندگی خودکار

 کیا در پی ارائه رانندگی خودکار

 کیا در پی ارائه رانندگی خودکار

 کیا در پی ارائه رانندگی خودکار



source

skyhook.jpg

کشتی هوایی JHL-40 ساخته مشترک بوئینگ و اسکای هوک

شرکت کانادایی اسکای هوک (SkyHook) با همکاری بوئینگ درحال‌توسعه پروژه ساخت وسیله پرنده جدیدی است که ترکیبی از هلیکوپتر و کشتی هوایی بشمار می‌رود. این پرنده جدید JHL-40 نام دارد و قرار است برای مصارف باربری بکار گرفته شود. JHL-40 اولین نمونه از ترکیب کشتی هوایی و هلیکوپتر نیست و قبلاً هم این نوع وسایل نقلیه ساخته‌شده‌اند که البته هیچ‌یک به تولید تجاری نرسیده و صرفاً در مرحله نمونه‌های آزمایشی باقی ماندند. در ادامه به بیان تاریخچه‌ای کوتاه از این پرنده‌های جالب و سپس معرفی کامل JHL-40 می‌پردازیم.

skyhook
معرفی
این وسایل پرنده همان‌طور که از نامشان پیداست تلفیقی هستند از کشتی هوایی و هلیکوپتر؛ یعنی به یک کشتی هوایی بزرگ تعدادی روتور بالابر همانند هلیکوپتر متصل می‌شود که نیروی بالابر اضافی تولید می‌کنند. این ترکیب موجب کاهش مصرف سوخت در کنار افزایش ظرفیت بارگیری می‌شود.

JHL_40_Export_Mahled_01.jpgd8d6cb53-b423-41f3-9527-8f62f1180eceOriginal
تاریخچه
اتین ادموند مهندس و طراح هلیکوپتر فرانسوی، مخترع این نوع از وسایل پرنده است. او که یکی از اولین سازندگان هلیکوپتر دنیا بشمار می‌رود در ابتدا هلیکوپتر ابداعی خود را برای حفظ ثبات و پایداری به بالنی بزرگ که از هیدروژن پرشده بود متصل کرد. این وسیله در ۱۸ فوریه ۱۹۲۱ به پرواز درآمد و توانست به مدت ۹۰ ثانیه در ارتفاع ۷٫۶ متری از سطح زمین باقی بماند.
سپس در سال ۱۹۳۰ که کشتی‌های هوایی پیشرفت کرده و کامل‌تر شده بودند وی تصمیم گرفت با ترکیب هلیکوپتر و کشتی هوایی، نمونه‌ای کامل و کاربردی از این وسیله تولید کند. این پرنده که Helicostat نام‌گرفته بود از اتصال کشتی هوایی کوچکی با ۵٫۵ متر قطر به چهار ملخ تشکیل‌شده بود که دو عدد نیروی بالابر و دو عدد نیروی پیشران تولید می‌کردند. Helicostat در سال ۱۹۳۱ با موفقیت به پرواز درآمد و توانست برخلاف کشتی‌های هوایی آن دوران، بدون نیاز به خدمه زمینی فرود آید. بدین ترتیب با ساخت Helicostat به‌عنوان اولین کشتی هوایی/هلیکوپتر دنیا، نام اتین ادموند به‌عنوان مخترع این وسایل رسماً به ثبت رسید.

1931-Oehmichen-Helicostat
تجربه ناموفق پیاسِکی با PA-97
اداره جنگلداری ایالات‌متحده در دهه ۱۹۸۰ در نظر داشت از کشتی هوایی/هلیکوپتر برای حمل الوارهای چوب از نواحی دورافتاده و غیرقابل‌دسترس جنگلی استفاده کند و به همین دلیل قراردادی را با شرکت پیاسِکی جهت ساخت چنین وسیله‌ای که قادر به حمل ۲۶ تن چوب باشد منعقد کرد. پیاسکی ساخت نمونه آزمایشی این پرنده را بااتصال چهار فروند هلیکوپتر بازنشسته سیکورسکی H34J به کشتی هوایی از رده خارج ZPG-2W نیروی دریایی ایالات‌متحده آغاز کرد.

USN Piasecki Helistat 1985
USN Piasecki Helistat 1985

چهار فروند هلیکوپتر سیکورسکی که به دلیل طول زیاد، قسمت دُم آن‌ها جداشده بود، توسط چهارچوبی آلومینیومی به زیر کشتی هوایی که از گاز هلیم پرشده بود متصل گردیدند. البته نسبت به استحکام این چهارچوب انتقاداتی واردشده بود. در تاریخ ۱ جولای ۱۹۸۶ این پرنده ترکیبی که PA-97 Helistat نام‌گرفته بود برای انجام پروازی آزمایشی به پایگاه نیروی دریایی Lakehurst در نیوجرسی منتقل شد. لحظاتی پس از بلند شدن از زمین به دلیل ارتعاشات ناشی از کارکرد همزمان چهار هلیکوپتر، پایه آلومینیومی یکی از هلیکوپترها شکسته و به زمین افتاد. پس‌ازآن کل چهارچوب شکسته شد و PA-97 سقوط کرد که منجر به کشته شدن خلبان یکی از هلیکوپترها شد. پس‌ازاین حادثه پروژه ساخت چنین وسایل پرنده‌ای لغو گردید.

PA-97 Piasecki
PA-97 Piasecki

اسکای هوک JHL-40
هرچند پروژه ساخت کشتی هوایی/هلیکوپتر پیاسکی با شکست مواجه شد اما شرکت کانادایی اسکای هوک با همکاری غول صنایع هوایی، بوئینگ، برنامه ساخت چنین وسیله‌ای را به‌صورت کاملاً ایمن و کاربردی دارد و حق اختراع آن نیز بنام اسکای هوک به ثبت رسیده است. در ۹ جولای ۲۰۰۸ با امضای قرارداد همکاری بین بوئینگ و اسکای هوک، پروژه ساخت این پرنده بانام JHL-40 آغاز شد.

BI231581
یکی از موانع و مشکلات عمده صنایع بزرگ در مناطق دورافتاده، حمل مصالح ساختمانی و محموله‌های سنگین است. ساخت جاده و یا خط آهن علاوه بر ایجاد مشکلات زیست‌محیطی، بسیار پرهزینه بوده و حتی در برخی مناطق غیرممکن است. هواپیماهای باری بزرگ هم نیاز به باندهای طولانی دارند و هلیکوپترها نیز قادر به حمل محموله‌های سنگین نیستند؛ اما JHL-40 می‌تواند این مشکل را برطرف و امکان ساخت‌وساز در مناطق دورافتاده را فراهم کند.
طبق اعلام سازندگان، این وسیله که ترکیبی از بهترین ویژگی‌های هلیکوپترها و کشتی‌های هوایی را ارائه می‌دهد، قادر به حمل ۴۰ تن بار است که این میزان دو برابر ظرفیت بار بزرگ‌ترین هلیکوپتر حال حاضر دنیا یعنی میل MI-26 است درحالی‌که حداکثر سرعت آن به ۱۳۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد.

SkyHook JHL-40 01
JHL-40 که برخلاف هلیکوپترها فقط بار را به‌صورت خارجی حمل می‌کند، می‌تواند با یک‌بار سوخت‌گیری تا ۳۷۰ کیلومتر را با بار کامل طی کند درحالی‌که در حالت بدون بار این مسافت به ۱۳۰۰ کیلومتر افزایش میابد. در مقایسه با هلیکوپتر شینوک در مسافتی یکسان، شینوک تنها قادر به حمل ۱۰ تن بار است. JHL-40 از یک کشتی هوایی و چهار روتور بزرگ تشکیل‌شده است که برخلاف PA-97، روتورها مستقیماً به خود کشتی هوایی متصل شده‌اند. ساخته اسکای هوک ۹۲ متر طول، ۶۶ متر عرض و ۳۶ متر ارتفاع دارد که اگر آن را جزء هلیکوپترها بشمار آوریم، بزرگ‌ترین هلیکوپتر دنیا محسوب می‌شود درحالی‌که می‌توان آن را بزرگ‌ترین پرنده عمودپرواز دنیا نیز به‌حساب آورد.

BI229355
این هواگرد از گاز هلیوم پرشده که توانایی بلند کردن وزن خود وسیله به همراه خدمه و سوخت را دارد درحالی‌که از روتورهای نصب‌شده در چهارگوشه آن برای حمل بار ۴۰ تنی استفاده می‌شود که این امر کاهش مصرف سوخت نسبت به هلیکوپترهای معمولی را به همراه دارد. چراکه در هواپیماها و هلیکوپترها میزان زیادی از قدرت موتورها صرف بلند کردن وزن خود پرنده می‌شود که این امر موجب افزایش مصرف سوخت می‌گردد. برای حرکت روبه‌جلو نیز چهار روتور کوچک تعبیه‌شده است. نیروی این هشت روتور توسط چهار موتور بزرگ تأمین می‌شود. به دلیل استفاده همزمان از هلیوم و روتور، JHL-40 نیازی به خالی کردن هلیوم پس تخلیه بار ندارد. بعلاوه برای فرود نیز احتیاجی به خدمه زمینی نداشته و می‌تواند به‌راحتی به‌صورت عمودی و بدون نیاز به باند فرود آید. همچنین وجود روتورها موجب قدرت مانور بالاتر آن نسبت به کشتی‌های هوایی معمولی می‌شود.

SkyHook_JHL-40
اسکای هوک ادعا می‌کند این پرنده مزایای زیست‌محیطی بسیاری نسبت به روش‌های سنتی حمل بارهای سنگین دارد درحالی‌که سوخت کمتری از هلیکوپترها مصرف می‌کند و نیاز به ساخت جاده و یا باندهای پرواز را نیز از بین می‌برد. Pete Jess مدیرعامل اسکای هوک می‌گوید: «نیازی قطعی به چنین وسیله‌ای وجود دارد و حتی تعدادی خواهان سفارش آن از هم‌اکنون شده و از توسعه آن حمایت کرده‌اند چراکه این باربر غول‌پیکر آن‌ها را قادر به تغییر استراتژی عملیات خودکرده و موجب می‌شود پروژه‌هایی که زمان پایان آن‌ها ۱۵ تا ۲۰ سال تعیین‌شده بود بسیار زودتر به پایان برسند».
این ساخته مشترک اسکای هوک و بوئینگ راه‌حلی مناسب و سازگار با محیط زیست برای حمل بارهای سنگین بوده و فرصتی مناسب برای توسعه صنایع در مناطقی که قبلاً امکان آن وجود نداشت را فراهم می‌کند درحالی‌که بازار عمده آن مناطق خشنی چون آلاسکا و قطب شمال خواهد بود. از این غول پرنده می‌توان در زمینه‌هایی چون عملیات نفت و گاز، صنعت برق، جنگلداری، مواقع اضطراری و آتش‌نشانی استفاده کرد. همچنین می‌توان آن را به‌عنوان جایگزینی برای هواپیماهای باربری با مصرف سوخت کمتر و قابلیت فرود به‌صورت عمودی و بدون نیاز به باند یا امکانات دیگر بکار گرفت. حتی به دلیل وجود مزایای زیاد می‌توان در زمینه‌های نظامی از آن بجای هواپیماهای C130 به‌عنوان روشی کم‌هزینه‌تر استفاده نمود. هرچند سرعت JHL-40 به‌طور قابل‌توجهی کمتر از هواپیمای C130 است اما مزایایی چون قیمت کمتر، هزینه‌های نگهداری پایین و مصرف سوخت کم این نقص را جبران می‌کنند.

3d000661_1_v
هرچند تجربه ناموفق پیاسکی PA-97 موجب شده که برخی نسبت به ایمنی این پرنده تردید داشته باشند اما حمایت مالی و تخصص بوئینگ در این زمینه، ایمنی آن را تضمین می‌کند. بعلاوه PA-97 از اتصال هلیکوپترهای بازنشسته به کشتی هوایی کوچکی ساخته‌شده بود درحالی‌که JHL-40 محصولی است که از ابتدا با قطعاتی که منحصراً برای آن طراحی‌شده بتولید می‌رسد و توانایی پرواز به مناطقی را با حداکثر ایمنی دارد که هیچ پرنده‌ای قادر به پرواز در آنجا نیست. طبق برنامه‌ریزی‌ها قرار بود دو نمونه اولیه از JHL-40 توسط بوئینگ ساخته‌شده و اولین پرواز خود را در سال ۲۰۱۴ انجام دهد و سپس توسط اداره حمل نقل هوایی ایالات‌متحده و کانادا به‌صورت آزمایشی مورداستفاده قرار گیرند. در صورت موفقیت‌آمیز بودن آزمایش‌ها نیز پیش‌بینی‌شده بود که برای مشتریان در سراسر دنیا توسط اسکای هوک بتولید برسد اما به دلیل کمبود سرمایه فعلاً پروژه ساخت و توسعه آن تا تأمین ۱۰۰ میلیون دلار بودجه متوقف‌شده است. البته به دلیل مزایا و مشتریان زیاد، این سرمایه به‌زودی فراهم خواهد شد.

SkyHook JHL-40
منابع
https://en.wikipedia.org/wiki/Piasecki_PA-97
https://en.wikipedia.org/wiki/SkyHook_JHL-40
http://www.gizmag.com/skyhook-and-boeing-team-up-to-build-the-worlds-largest-vtol-cargo-aircraft/9618/
http://www.theregister.co.uk/2008/07/11/skyhook_jhl_40_boeing/
http://www.tuvie.com/boeing-skyhook-jhl-40-rotorcraft/



s

1.jpg

۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران + عکس


بدون‌شک همه علاقه‌مندان دنیای خودرو، زمانی رؤیای داشتن یک «فراری» را در سر پرورانده‌اند. هر کسی که اخبار مرتبط با قیمت این خودروهای مناسب برای مجموعه‌داران را دنبال کرده، حتماً این موضوع را قبول دارد که این رؤیا در حال حاضر بسیار دست‌نیافتنی است. در واقع، قیمت نادرترین و بهترین فراری‌ها در حراجی‌ها، سر به فلک می‌کشد؛ به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۴ در حراجی Bonham، یک فراری ۲۵۰GTO مدل ۱۹۶۲ با قیمت ۳۴/۶۵ میلیون دلار به فروش رسید. و در همین اواخر نیز، RM Sotheby’s یک ۲۹۰ MM اسکاگلیتی اسپایدر مدل ۱۹۵۶ را با قیمتی بیش از ۲۸ میلیون دلار فروخت.

 ۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران


با همه این حرف‌ها، نباید برای فراموش‌کردن رؤیای «فراری» عجله کنید. در واقع، هنوز تعداد زیادی از محصولات فراری باقی می‌مانند که قیمت آنها نصف چیزی است که باید برای مدل مقرون‌به‌صرفه ۲۰۱۶ فراری، یعنی کالیفرنیا T بپردازید. در حالی که قیمت کالیفرنیا T برابر ۲۰۲ هزار و ۷۲۳ دلار است، برای کسی که می‌تواند یک کوروت جدید تهیه کند، امکان انتخاب یک فراری باتجربه نیز وجود خواهد داشت.

تا این اواخر، افزایش‌ قیمت‌ها بیشتر بر روی خودروهای دوره «انزو» و آنهایی که قبل از فوت مؤسس کمپانی در سال ۱۹۸۸ تولید شده‌اند، متمرکز بوده‌اند. در اینجا ۱۰ نمونه از فراری‌های خاص را مرور خواهیم کرد که با وجود اینکه ۴ نمونه از آنها در دوره «انزو» قرار دارند، ولی به دلایلی ارزش‌ آنها چندان بالا نرفته است. لازم به ذکر است که قیمت این خودروها با استفاده از ابزار ارزشیابی Hagerty Insurance به‌دست آمده‌اند و در همین حال، یک سری بررسی‌های ثانویه با استفاده از نتایج حراجی‌های اخیر و «راهنمای قیمت‌گذاری خودروهای اسپورت بازار» انجام شده است.

 ۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران


برخی این مدل را یک «فراری» نمی‌دانند و تا حدودی حق هم دارند؛ چرا که مدل‌های اولیه دینو، خودروهای سطح پایین‌تری محسوب می‌شدند و نشان اسب برخاسته را دریافت نکرده بودند. ولی در مدل‌های بعدی ۳۰۸، فراری ایده داشتن یک برند زیرمجموعه کمپانی را کنار گذاشت و این خودرو را در کنار مدل‌های GTB و GTS با نشان «فراری» عرضه کرد. البته به صورت رسمی، فروش GT4 در بازار ایالات متحده تا قبل از مدل سال ۱۹۷۵ آغاز نشد.

برخی ویژگی‌های متمایز این خودرو، می‌تواند توجه برخی کلکسیونرها را به خود جلب کند؛ از جمله اینکه این مدل به جای «پینین‌فارینا»، در «برتونه» طراحی شده و اولین مدل جاده‌ای فراری با موتور V-8 بوده است. GT4 دارای یک طرح صندلی‌های ۲+۲ بوده که در نتیجه، فضای بیشتری برای حمل وسایل نسبت به یک GTB داشته است. موتور V-8 در اولین‌ مدل‌های GT4 قدرتی به میزان ۲۴۰ اسب‌بخار داشته است که با تلاش‌هایی که بعداً برای برآورده کردن معیارهای آلودگی انجام شد، این میزان قدرت به ۲۰۸ اسب‌بخار در مدل‌های ۱۹۸۰ تقلیل پیدا کرده است.

«هاگرتی» قیمت یک GT4 را با کیفیت حضور در یک همایش، برابر ۸۸۷۰۰ دلار برآورد می‌کند و این در حالی است که یک نمونه متوسط از آن را احتمالاً می‌تواند با قیمتی زیر ۵۰ هزار دلار پیدا کرد. در ۱۸ ماه گذشته شیب زیادی متوجه قیمت این مدل شده که این شیب از دیگر شاخص‌های بازار نیز بیشتر است. بنابراین، به نظر می‌رسد پول‌های بزرگی در راه خرید ۳۰۸GT4 باشند.

 ۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران


به دو دلیل باید فراری ۴۰۰i را گاو پیشانی سفید فراری‌ها دانست؛ اول اینکه این اولین مدل فراری با آپشن گیربکس اتوماتیک بوده است. اولین نمونه‌های این خودرو با گیربکس «بورگ‌-وارنر» همراه بوده‌اند و بعداً‌ از گیربکس توربو-هیدراماتیک ۴۰۰ جنرال‌موتورز استفاده کرده اند. همچنین این مدل هیچ‌گاه به صورت رسمی به بازار امریکا وارد نشد. فراری ۴۰۰i جایگزینی برای مدل ۳۶۵ GT/4 بود.

۴۰۰i با فرم بدنه‌ای مشابه و ترکیب ۲+۲، در زیر کاپوت از یک موتور ۴/۸ لیتری V-12 استفاده می‌کرد که قدرتی برابر ۳۱۰ اسب‌بخار برایش به همراه داشت. همچنین در این موتور، از یک انزکتور سوخت «بوش» کمک گرفته شده بود. این خودرو که در این فرم در بین‌ سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۵ ساخته می‌شد، بعدها به قدرت ۴۱۲ اسب‌بخار با افزایش حجم ۱۰ سی‌سی در هر کدام از سیلندرها ارتقا یافت. در این دوره، استانداردهای آلودگی و ایمنی فدرال، شرایط سختی برای مدل‌های ویژه اروپا و واردکنندگان مستقل رقم زدند و در نتیجه، این خودروها چندان در «امریکا» شناخته‌شده نیستند.

به گفته «هاگرتی»، مدل ۱۹۸۲ از فراری ۴۰۰i در یک شرایط معمولی می‌تواند حدود ۲۵ هزار و ۲۰۰ دلار مبادله شود. این در حالی است که یک نمونه بی‌نقص از آن می‌تواند قیمتی نزدیک به ۴۰ هزار دلار داشته باشد. چنین مبلغی واقعاً برای یک «فراری» فوق‌العاده است؛ مخصوصاً اینکه می‌توانید سوار چیزی شوید که اتومبیل «تام کروز» در فیلم «مرد بارانی» بوده است.

 ۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران


۳۰۸ در فرم‌های برلینا (GTB) و اسپایدر (GTS) در طول سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۹ در خط تولید باقی ماند و در ۴ سال پایانی این بازه زمانی، به مدل مشابه ۳۲۸ ارتقا پیدا کرد. این خودرو عده زیادی را به یاد سریال تلویزیونی «مگنوم، کارآگاه خصوصی» می‌اندازد و نسلی که در آن دوره بزرگ شده‌اند، اینک در زمینه کلکسیون‌های خودرو بسیار فعال هستند. بنابراین می‌توان انتظار داشت که قیمت‌ها برای این مدل به‌سرعت افزوده شود. البته خوشبختانه تعداد نمونه‌های تولیدی ۳۰۸GTSi بالا بوده و همچنین، شروع قیمت آنها از مبلغ پایین‌تری بوده است. در نتیجه، از مبالغ دیوانه‌وار برای این مدل خبری نیست. این در واقع، اولین مدل تولید انبوه فراری به شمار می‌رود.

موتور وسط V-8 در این مدل، در همان چیزی است که در دینو GT4 نیز مورد استفاده قرار گرفته است؛ یک موتور ۳ لیتری با کاربوراتورهای «وبر» و سپس انژکتورهای سوخت که از اوایل دهه ۱۹۸۰ به آن اضافه شدند. چهار سوپاپ در سرسیلندر نیز از مدل ۱۹۸۳ با طراحی QV ارائه شد. سپس ۲۰۰ سی‌سی دیگر به حجم موتور ۳۲۸ اضافه شد و قدرت آن نیز به ۲۷۰ اسب‌بخار رسید.

یک مدل ۱۹۸۲ از ۳۸۰ GTS در «کوئِیل گدرینگ» سال ۲۰۱۵ با قیمتی بیش از ۷۲ هزار دلار به فروش رسید؛ یعنی دقیقاً مبلغی که برای یک مدل جدید ۳۲۸GTB در سال ۱۹۸۸ باید پرداخت می‌شد. این در حالی است که یک مدل معمولی و خوب ۳۰۸ می‌تواند قیمتی بین ۴۰ تا ۵۰ هزار دلار داشته باشد. این موضوع را نیز باید درنظر داشته باشید که مدل‌های کوپه کمیاب‌تر از مدل‌های سقف‌باز هستند.

در مورد نگهداری نیز باید گفت که باید منتظر نیاز مداوم به تعویض تسمه تایم گران‌قیمت این خودرو باشید. فرسودگی خودرو مطابق با کیلومتراژی است که طی کرده است و اگر بتوانید کارهای پیشگیرانه مناسب را انجام دهید، با هزینه‌های زیادی برای تعمیر روبرو نخواهید شد.

 ۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران


تستا روسای «مو قرمز» در سال ۱۹۸۵ جایگزین ۵۱۲BB (باکسر برلینتا) شد و در پوسترهای عجیب و غریب اتومبیل در دیوار اتاق‌های اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی جای گرفت. طرفداران سریال «فساد میامی» به خوبی این مدل موتور وسط و خودنما را می‌شناسند؛ خودرویی که فراری به تهیه‌کنندگان تلویزیون داد تا از ساخت ماکت‌های تقلبی آن دست بردارند.

فراری تا سال ۱۹۹۱ که ۵۱۲TR را معرفی کرد، تعداد ۷ هزار دستگاه از تستا روسا ساخته بود. ۵۱۲TR واقعاً یک پیشرفت برای این مدل به شمار می‌رفت. یکی از نقاط برجسته آن در پایین آوردن ارتفاع موتور تخت ۱۲ سیلندر در شاسی بود که موجب بهبود هندلینگ می‌شد. سپس نوبت به ۵۱۲M رسید که وزن کمتر و قدرت بیشتری داشت و چراغ‌های جلویش در جای خود فرو رفته بودند. قیمت این مدل‌های اخیر ۵۱۲ با سرعت بیشتری افزایش پیدا کرده است؛ چرا که آنها با ظاهری یکسان، خودروهای بهتر و سریعتری هستند. امّا «تستا روسا»های اولیه و قدیمی‌تر که زمان حضور «انزو فراری» در خانه / محل کارش در نزدیکی پیست آزمایشی «فیورانو» ساخته شده‌اند، هنوز توجه زیادی رو به خود جلب نکرده‌اند.

یک نمونه متوسط از این مدل‌ می‌تواند با قیمتی بین ۱۱۲ تا ۱۲۰ هزار دلار مبادله شود. این در حالی است که برای یک نمونه بسیار خوب از آن احتمالاً باید ۲۰ تا ۲۵ هزار دلار دیگر به این مبلغ اضافه کرد. ارزش این خودرو روز به روز در حال افزایش است، ولی با روندی بسیار آهسته‌تر از شرایطی که ۵۱۲TR و M در سال گذشته داشته‌اند.

 ۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران


مشتری‌های فراری گونه‌ای «تستا روسا» را در کلاس قیمتی V-8 طلب می‌کردند و پاسخ مارانلو به این مطالبه، مدل ۳۴۸ بود. این خودرو که فاصله سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۵ در خط تولید فراری قرار داشت، از یک موتور ۳/۴ لیتری V-8 با قدرت ۳۰۰ اسب‌بخار برای پیشرانه استفاده می‌کرد.

۳۴۸ در یک مقایسه در سال ۱۹۹۰ تنها توانست بالاتر از «لوتوس اسپریت» بایستد و در پشت‌سر مدل‌هایی چون آکورا NSX، پورشه ۹۱۱ کاررا ۴ و کوروت ZR-1 قرار گرفت. برای آنهایی که موقعیت رانندگی و هندلینگ سرزنده موجود در ۳۴۸ را قبول دارند، نمونه‌های معمولی از این مدل در حال حاضر با قیمتی حدود ۴۰ هزار دلار پیدا می‌شود؛ ضمن اینکه بهترین نمونه‌های آنها به قیمتی نزدیک به ۶۰ هزار دلار می‌توانند معامله شوند. البته باید به این موضوع نیز اشاره کرد که تعویض تسمه تایم حتماً نیاز به جدا موتور از خودرو دارد؛ چیزی که هزینه زیادی در تعمیرگاه دارد، ولی موضوع پرهزینه‌تر در ادامه منتظر شما خواهد بود.

 ۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران


این مدل که اولین بار در سال ۱۹۹۵ در امریکا به فروش رسید، با ظرفیت ۴ نفر سرنشین و یک موتور جلوی V-12 فراری همراه بود. موتور ۵/۲ لیتری V-12 با قدرت ۴۳۶ اسب‌بخار با صدای دلنشین خود تا حداکثر سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت پیش می‌رفت. مسلماً‌ استفاده از گیربکس ۶ سرعته دستی در این خودرو ترجیح داده می‌شود، ولی یک آپشن گیربکس اتوماتیک ۴ سرعته (GTA) نیز برای راحتی بیشتر درنظر گرفته شده است.

این در حالی است که مدل ۴۵۶M با ارتقای طراحی کابین و تغییرات متعادل در استایل، وقتی در سال ۱۹۹۸ از راه رسید، تنها ۶ اسب‌بخار قدرتمندتر بود؛ خودرویی که در سال ۲۰۰۴ نیز با ۶۱۲ اسکاگلیتی جایگزین شد. برای ارزیابی قیمت ۴۵۶GT از یک مدل ۱۹۹۷ از این خودرو استفاده شده است. مطابق گفته «هاگرتی» متوسط ارزش این مدل در حال حاضر چیزی حدود ۴۱ هزار دلار است و قیمت یک مدل با کیفیت از آن می‌تواند تا نزدیکی ۶۰ هزار دلار نیز برسد.

 ۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران


این مدل در سال ۱۹۹۵ جایگزین ۳۴۸ شد و از هر دو جنبه عملکرد و بهینه‌سازی، یک گام به جلو به شمار می‌رفت. در واقع، این خودرو، در زمان معرفی خود، «بهترین هشت سیلندرِ فراری» لقب گرفت.

موتور ۳/۵ لیتری V-6 دارای ۵ سوپاپ برای هر یک از سیلندرهای خود بود و فراتر از ۸۰۰۰ دور بر دقیقه حرکت می‌کرد. این موتور می‌توانست فراری ۲ سرنشینه کوچک را در زیر ۵ ثانیه به سرعت ۹۶/۶ کیلومتر بر ساعت برساند. در سال ۱۹۹۷، فراری یک آپشن گیربکس دستی پدل‌شیفت F1 اضافه کرد که بسیار الهام‌بخش بود. ولی در عین حال، از راحتیِ موجود در حالت «اتوماتیک» و همین‌طور نسخه‌های دو کلاجه بعدی، برخوردار نبود. همچنین سرعت بیشتری نیز نسبت به نسخه همراه با یک پدال کلاج نداشت. F355ها در سه فرم برلینتا (GTB)، تارگا (GTS) و کابریولت‌های واقعی (شروع از سال ۱۹۹۶) عرضه می‌شدند. یک نمونه متوسط از یک کوپه مدل ۱۹۹۸ می‌تواند قیمتی در حدود ۴۵ هزار دلار داشته باشد و در یک شرایط خوب، به نزدیکی ۶۰ هزار دلار نیز می‌رسد.

 ۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران


این کوپه V-12 در نمایشگاه‌ها در کنار F355 حضور داشته و علی‌رغم استفاده از یک طرح موتور جلو و ترانس‌اکسل عقب، جایگزین مدل «موتور وسط» تستا روسا در خط تولید فراری شده است. ۵۵۰ مارانلو از شرایط اسپورتی بیشتری نسبت به یک ۴۵۶GT برخوردار بود و قدرت ۴۸۵ اسب‌بخاری آن از طریق یک گیربکس ۶ دنده دستی انتقال پیدا می‌کرد. هیچ آپشن دیگری برای انتقال قدرت درنظر گرفته نشده بود. نمونه‌های متوسط این خودرو در حدود ۶۰ هزار دلار قیمت‌گذاری می‌شوند و این در حالی است که قیمت نمونه‌های مناسب از آن، می‌توانند تا ۲ برابر یا بیشتر قیمت داشته باشند. با این حال، هنوز هم در سطحی بسیار پایین‌تر از قیمت امروز کالیفرنیا T قرار می‌گیرند.

 ۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران


اول از همه باید گفت که این دقیقاً همان خودرویی نیست که در بالا به آن اشاره شده است. ۵۷۵M که در سال ۲۰۰۲ از راه رسید، با اینکه شباهت زیادی به ۵۵۰ دارد، ولی چهره‌ای افروخته‌تر دارد و با آپگرید طراحی داخلی و افزایش حجم موتور به ۵/۷۵ لیتر همراه شده است. در نتیجه، قدرتی برابر ۵۱۵ اسب‌بخار برای این خودرو فراهم شده است. کاراکتر این مدل کاملاً به یک خودروی اسپورت قرن بیست‌و‌یکمی تبدیل شده و در آن از تجهیزاتی چون یک سیستم تعلیق انطباقی و آخرین ورژن گیربکس پدل‌شیفت F1 با شرایطی بهینه‌تر در حالت اتوماتیک استفاده شده است. این گیربکس شیفت دنده‌ها را بسیار سریعتر از یک راننده ماهر با استفاده از یک کلاچ انجام می‌دهد.

این خودرویی است که در سال ۲۰۰۷ جای خود را به ۵۹۹GTB فیورانو واگذار کرد. یک مدل ۲۰۰۵ متوسط از ۵۷۵M می‌تواند با قیمتی معادل ۱۰۰ هزار دلار مبادله شود و این در حالی است که با یک شرایط نگهداری مناسب، این مبلغ به میزان ۳۰ تا ۴۰ درصد قابل‌افزایش است. حتی قیمت‌های بالای وب‌سایت eBay Motors، قیمتی زیر ۲۰۰ هزار دلار برای این مدل درخواست می‌کنند.

 ۱۰ فراری کلاسیک با قیمت نه چندان گران


ساختار آلومینیومی و یک موتور قدرتمند ۳/۶ لیتری V-8 با قدرت ۴۰۰ اسب‌بخار، باعث می‌شدند تا وقتی ۳۶۰ مدنا در سال ۱۹۹۹ معرفی می‌شد، باز هم یک گام بلند دیگر نسبت به F355 توسط فراری برداشته شود. فراری ۳۶۰ مدنا ظاهر زیباتری نیز داشت و در زیر ۴ ثانیه، سرعت ۹۶/۶ کیلومتر بر ساعت را ثبت می‌کرد.

فراری در مجموع ۱۷ هزار دستگاه از این مدل را تولید کرده و بنابراین، تعداد زیادی از آنها را می‌توان یافت. یک مدل ۲۰۰۲ متوسط از ۳۶۰ در «هاگرتی» در حدود ۶۲ هزار و ۴۰۰ دلار قیمت‌گذاری می‌شود. این در حالی است که یک نمونه با شرایط خوب و مناسب از آن می‌تواند به مبلغ ۸۲۳۰۰ دلار مبادله شود. البته این مبالغ نسبتاً دقیق، نمی‌توانند چندان ملاک قرار گیرند و شاید بهتر نمودار قیمت مدل ۲۰۰۲ را درنظر بگیرید که تا ماه می سال ۲۰۱۵ میلادی کاهش داشته و پس از رسیدن به کمتر از نصف قیمت اولیه، دوباره روند صعودی را دنبال کرده است.



source

buyacar-516x356.jpg

هفت اشتباه متداول هنگام خرید خودرو

خرید خودرویی با برند جدید می‌تواند یکی از تجربه‌های خوب یک انسان در طول زندگی باشد؛ اما به دلیل وجود رقابت زیاد میان خودروسازان و عرضه مدل‌های زیادی خودرو باقیمت‌ها و امکانات گوناگون از شرکت‌های مختلف، انتخاب خودروی مناسب را برای خریداران دشوار ساخته و آن‌ها را دچار سردرگمی می‌کند؛ اما اگر شما اطلاعات کافی در این زمینه داشته باشید می‌توانید به‌راحتی انتخابی مناسب داشته باشید. در ادامه ما هفت اشتباه متداول هنگام خرید خودرو را بیان می‌کنیم تا شما با آگاهی از این اشتباهات و عدم انجام آن‌ها بتوانید انتخاب خوبی انجام دهید.

buyacar
۱- نداشتن اطلاعات کافی درزمینهٔ خودرو
خرید خودروی جدید مانند خرید یک جفت کفش و یا حتی یک تلفن همراه هوشمند نیست و بسیاری خریداران خودرو (مخصوصاً کسانی که برای اولین بار اقدام به خرید خودرو می‌کنند) هیچ‌گونه اطلاعاتی درزمینهٔ خودرو و مفاهیم آن ندارند. بدین ترتیب آن‌ها صرفاً با در نظر گرفتن توان مالی خود و با مراجعه به اولین نمایندگی فروش خودرو اقدام به خرید می‌کنند؛ اما یک خریدار هوشیار با صرف چند ساعت زمان و مراجعه به سایت‌های اینترنتی مرتبط با خودرو، تحقیقاتی در این زمینه انجام داده و سطح آگاهی خود را بالا می‌برد. شما می‌توانید با مراجعه به سایت‌های گوناگون، قیمت و ویژگی‌های خودروها را باهم مقایسه کنید و با خواندن بررسی‌های تخصصی و آزمون‌های جاده‌ای، اطلاعات مفیدی کسب کنید.

bmw2
۲- عدم انجام آزمون رانندگی قبل از خرید
از هر شش خریدار خودرو یک نفر هرگز قبل از خرید با آن رانندگی نمی‌کند و یک‌سوم از این تعداد صرفاً با یک نگاه ۱۰ دقیقه‌ای گذرا اطراف خودرو اقدام به خرید می‌کنند. چنین خریدی به‌هیچ‌عنوان مناسب نخواهد بود چراکه تنها رانندگی کردن با یک خودرو می‌تواند مشخص کند که آیا این خودرو مناسب ویژگی‌های جسمانی شما هست یا نه. برای خرید خودروی جدید از چندین نمایندگی بازدید کنید و با محصولات آن‌ها رانندگی کنید. این امر معیار بسیار مناسبی برای مقایسه ویژگی‌های خودروها بوده و به شما کمک می‌کند تا بهترین گزینه را انتخاب کنید. البته این امکان در ایران فراهم نیست و خودروسازان وطنی صرفاً با تعدادی عکس و کاتالوگ چندین هزار دستگاه خودرو می‌فروشند!

Costsofcarownership
۳- عدم استفاده از تخفیف‌های ارائه‌شده توسط خودروسازان
گاهی خودروسازان به دلیل کاهش فروش یک مدل از محصولات خود و یا عرضه نسل جدید آن، به جهت ایجاد انگیز در خریداران و افزایش فروش نمونه‌های قدیمی، تخفیفاتی را ارائه می‌کنند. استفاده از این تخفیف‌های می‌تواند بسیار به نفع شما باشد و تا چند صد و یا حتی هزار دلار در هزینهٔ شما صرفه‌جویی کند.

car-buying
۴- عدم خرید اقساطی
مطمئناً نمایندگی‌های فروش خودرو اقدام به فروش محصولات خود به‌صورت اقساطی با بهره بسیار کم و یا صفر درصد (قاعدتا نه در ایران) می‌کنند. شما می‌توانید با در نظر گرفتن میزان قدرت پرداخت ماهیانه خود اقدام به خرید اقساطی خودرو کنید. ممکن است فروشندگان به شما پیشنهادهای وسوسه‌انگیزی ارائه کنند اما شما با بررسی کلی شرایط مانند توان پرداخت ماهانه خود، میزان بهره وام و… می‌توانید بهترین انتخاب را داشته باشید.

buying-a-car-2
۵- خرید از یک نمایندگی فروش
۴۰ درصد خریداران فقط به یک نمایندگی رفته و اقدام به خرید می‌کنند و بسیار از آن‌ها نیز به یک برند یا فروشنده اعتماد پیداکرده و به آن وفادار می‌مانند؛ اما حتی اگر به فروشنده اعتماد دارید بازهم به نمایندگی‌های دیگر سری بزنید. بدین ترتیب شاید بتوانید گزینه‌های بهتری باقیمت کمتر پیدا کنید.

sxl8eukdzrtqspspyjln
۶- بی‌اطلاعی از هزینه‌های نگهداری خودرو
بسیاری از خریداران فقط با در نظر گرفتن توان پرداخت اقساط ماهانه اقدام به خرید خودروی جدید می‌کنند درحالی‌که هیچ اطلاعی از هزینه‌های نگهداری آن ندارند. ممکن است خودروی خریداری‌شده هزینه‌های نگهداری بالایی داشته باشد که این مورد خصوصاً برای کسانی که از خودروی شخصی خود کمتر استفاده می‌کنند موجب پشیمانی از خرید می‌شود. به همین دلیل قبل از خرید به چندین نمایندگی فروش رجوع کرده و مدل‌های مختلفی را بررسی کنید. شاید بتوانید با انتخاب یک تیپ پایین‌تر از خودروی موردنظر خود یا مدلی با پیشرانه کم‌حجم‌تر یا حتی خودروی دیگری، هزینه‌های نگهداری را به میزان قابل‌توجهی کاهش دهید.

newcar
۷- بی‌دقتی هنگام عقد قرارداد خرید
هنگامی‌که شما انتخاب خود را انجام می‌دهید و درنهایت آماده نوشتن قرارداد می‌شوید باید بسیار دقت کنید و توانایی «نه» گفتن داشته باشید. چراکه فروشندگان معمولاً می‌خواهند لوازم جانبی غیرضروری خودرو را نیز به شما بفروشند که حتی ممکن است باقیمتی به‌مراتب بیشتر از جاهای دیگر این کار را انجام دهند؛ مانند چرخ زاپاس با اندازه مشابه چرخ‌های اصلی که امروزه باوجود چرخ‌های زاپاس موقت نیازی به آن‌ها نیست. بدین ترتیب فروشنده می‌تواند از بی‌دقتی شما استفاده کرده و چنین لوازمی را نیز در قرارداد بگنجاند که این امر درنهایت به ضرر شما تمام خواهد شد. پس هنگام عقد قرارداد خرید خودرو کاملاً هوشیار باشید.

Colorful Cars Stock



s

3.jpg

دو شاسی ‌بلند جدید لیفان + تصویر


لیفان خودروسازی نوپا است که عمر خودروسازی آن در حدود یک دهه است. اما در همین مدت اندک، توانسته است در بسیاری از بازارهای کشورهای در حال توسعه مانند ایران، روسیه، الجزایر، برزیل و … حضور یابد و روند رو به رشدی را تجربه کند. تاکنون مدل‌های ۵۲۰، ۶۲۰، X50 و X50 از این کمپانی در کشور ما عرضه شده و به‌زودی نیز فروش سدان خانوادگی این شرکت یعنی مدل ۸۲۰ آغاز خواهد شد. درنتیجه این خودروساز کوچک که تولید سالانه‌اش از ایران‌خودرو نیز کمتر است، برند چندان ناشناخته‌ای برای ما ایرانی‌ها نیست.

لیفان در ادامه روند رو به پیشرفت خود، دو SUV جدید برای سال ۲۰۱۶ در نظر گرفته است که حضور آن‌ها در کشور ما نیز چندان بعید نیست. درنتیجه تصمیم گرفتیم نگاهی به این دو محصول جدید لیفان بیندازیم.

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان


جهت به احترام به بزرگ‌تر، از بزرگ‌ترین لیفانی شروع می‌کنیم که تاکنون ساخته شده است. X80 یک SUV است که قرار است در سه ماهه اول سال ۲۰۱۶ وارد بازار چین شود تا پرچم‌دار آینده لیفان باشد.

قبل از اینکه هرگونه بحث فنی را آغاز کنیم و از خوب و بد X80 بگوییم، باید اول نگاهی به قیمت آن بیندازیم. اعلام شده است که لیفان X80 بین ۱۰۰ هزار تا ۱۳۰ هزار یوآن قیمت خواهد داشت که با تبدیل یوآن به تومان، چیزی بین ۵۵ میلیون تومان تا ۷۱٫۵ میلیون تومان می‌شود. پس با این دید به سراغ X80 می‌رویم.

ابعاد این شاسی‌بلند ۴۸۷۰/۱۹۳۲/۱۷۴۶ میلی‌متر و فاصله محوری آن ۲۸۵۰ میلی‌متر است که نشان می‌دهد که این خودرو یک شاسی‌بلند سایز متوسط است. بااین‌وجود سایت chinaautoweb اصرار دارد که این خودرو را یک SUV فول سایز بداند و آن را با تویوتا پرادو در یک کلاس قرار داده است.

لیفان X80 از یک موتور ۲٫۴ لیتری با قدرت ۱۶۵ اسب بخار بهره می‌برد. یک موتور ۲ لیتری توربوشارژر با قدرت ۲۰۰ اسب بخار و یک موتور ۱٫۸ لیتری توربو نیز در آینده در دسترس خواهند بود. در نسخه فول، انتقال قدرت توسط یک جعبه‌دنده ۶ سرعته اتوماتیک به هر چهار چرخ انجام می‌شود؛ هرچند که در نسخه پایه، این قدرت توسط یک جعبه‌دنده دستی ۶ سرعته به چرخ‌های جلو منتقل خواهد شد.

در نمای جلو X80 از جلوپنجره شش‌ضلعی بزرگی بهره می‌برد که در ساخت آن هیچ صرفه‌جویی در استفاده از کروم انجام نشده است و نتیجه کار ظاهری مدرن و اسپرت بوده است. نمای جلوی X80 را می‌توان به‌طورکلی ترکیبی از تویوتا هایلندر و هیوندای سانتافه دانست.

در نمای کناری بیش از هر چیز کوچک بودن سایز رینگ‌ها به چشم می‌آید. در کنار آن، ضخامت ستون D به نظر بسیار بیش از حد است.

نمای عقب را می‌توان در مجموع قابل قبول ارزیابی کرد. سپر حجیم ظاهری عضلانی به خودرو داده و وجود دو خروجی اگزوز نیز قرینگی عقب را تکمیل کرده است. هرچند که شیشه عقب بسیار کوچک است و کمکی به راننده در جهت دانستن اتفاقات پشت سر نمی‌کند. البته آینه‌های بغل آن‌قدر بزرگ هستند که راننده بتواند بر روی آن‌ها حساب کند.

اگر درب خودرو را باز کنیم، ترکیبی از پلاستیک و طرح چوب را خواهیم دید که نمای قابل قبولی را ایجاد کرده‌اند. یک مانیتور بزرگ در وسط داشبورد به چشم می‌خورد و کلیدهای تهویه مطبوع و سیستم صوتی در زیر آن قرار دارند.

صفحه کیلومتر X80 قطعاً بهترین صفحه کیلومتری است که لیفان تاکنون طراحی کرده است. نورپردازی خوب و استفاده از المان‌های گرافیکی جلوه مناسبی را در برابر چشم راننده ایجاد می‌کنند.

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان


لیفان Maiwei در نمایشگاه خودروی سال گذشته شانگهای به‌عنوان کانسپت لیفان X70 معرفی شد. شباهت آن کانسپت به تویوتا FJ Cruiser و رنج‌روور بیش از هر چیز دیگری خودنمایی می‌کرد و باعث شد که انتقاداتی از آن صورت گیرد. درنتیجه در طرح نهایی که Maiwei نامیده شده است، تغییراتی در طراحی چراغ‌ها و بخش‌های مختلف صورت گرفته تا طرح کلی خودرو ابتکاری‌تر باشد. هرچند که این تغییرات الزاماً به زیباتر شدن خودرو کمکی نکرده است.

لیفان Maiwei همانند برادر بزرگ‌ترش X80 در نسخه فول از انتقال قدرت به‌تمامی چرخ‌ها بهره خواهد برد. اما در نسخه پایه قدرت موتور ۱٫۵ لیتری به دو چرخ جلو منتقل می‌شوند. اشتباه ندیده‌اید! این خودرو از نظر فنی بسیار شبیه به کوچک‌ترین عضو خانواده شاسی‌بلندهای لیفان، یعنی X50 است.

چرا که از یک موتور ۱٫۵ لیتری بهره می‌برد که توانایی تولید ۱۰۳ اسب بخار را دارد و گیربکس‌های دنده‌ای و CVT برای آن قابل انتخاب خواهند بود.

در نمای جلوی این خودرو چیزی را می‌بینیم که این روزها در نیمی از خودروهایی که تولید می‌شوند، وجود دارد: جلوپنجره شش‌ضلعی! در مرکز این جلوپنجره، نواری از پلاستیک سیاه قرار دارد که نام لیفان بر روی آن حک شده است. جای خوشحالی است که از آرم موسوم به شبکه ۳ در این قسمت خبری نیست! چراغ‌های جلو نیز هرچند طراحی ساده‌ای دارند، اما با پس‌زمینه آبی رنگ خود می‌توانند در شب‌ها جذاب باشند.

در نمای کناری بیش از هر چیز گلگیرهای حجیم و خطوط اغراق‌شده‌ای جلب‌توجه می‌کنند که قصد دارند به بیننده این‌طور القا کنند که این خودرو خودرویی عضلانی و قدرتمند است. طراحی رینگ‌ها نیز بی‌شباهت به رینگ‌های هیوندای سانتافه نیست.

همه چیز در کنار خودرو به‌خوبی پیش می‌رود، تا این‌که ناگهان دو چیز کار را خراب می‌کنند! اول رینگ‌هایی است که باز هم بسیار کوچک‌تر از چیزی هستند که باید باشند و دوم خطوط بالایی روی بدنه!

خط از چراغ‌های عقب شروع می‌شود و پس از وارد شدن به درب عقب، ناگهان مسیرش را عوض کرده و در ناکجا محو می‌شود! خطی نیز مشابه همین خط از سمت جلو شروع می‌شود و هنگامی‌که به نزدیک این خط می‌رسد، گم‌وگور می‌شود! تنها توجیهی که برای این طرح خطوط به ذهن می‌آید، این است که زمانی که طراح مشغول طراحی خطوط روی بدنه بوده، ناگهان دستش خط خورده است و خط به سمت پایین کشیده شده است. طراح نیز بدون توجه، ادامه خط را رسم کرده و همان طرح نیز نهایی شده است!

به نظر می‌آید که بخش عقب خودرو نیز با همان فلسفه طراحی بخش‌های دیگر ساخته شده است و سعی شده است که تا حد امکان، این خودرو حجیم و عضلانی نشان داده شود.

اگر وارد لیفان Maiwei شوید، سه ردیف صندلی مشاهده خواهید کرد که در این کلاس در کمتر خودرویی می‌توانید آن را مشاهده کنید. با این اوصاف، شاید این خودرو را بتوان ضعیف‌ترین SUV هفت نفره دنیا نامید!

در داخل کابین اوضاع کمی بهتر است و وفاداری به طرح کانسپت X70 بیش از قبل بوده است. برخلاف منحنی‌های در هم و بر همی که کابین برخی از خودروهای جدید را تشکیل می‌دهند، در این خودرو سعی شده است که تا حد امکان از خطوط صاف استفاده شود. نتیجه حاصله، سادگی زیبا و چشم‌نوازی است که باعث خستگی و دل‌زدگی نیز نخواهد شد.

یک صفحه نمایش بزرگ در وسط داشبورد خودنمایی می‌کند و کلیدهای کنترل آن در یک ردیف در زیر آن قرار دارند. پایین‌تر از آن، کلیدهای مربوط به قفل درب‌ها و گرم‌کن صندلی‌های جلو قرار دارند.

بر روی غربیلک فرمان، به‌جای آرم معمول لیفان، باز هم نوشته لیفان را می‌بینیم. مشخص نیست که آیا در نسخه‌های نهایی نیز این روند تکرار خواهد شد و یا اینکه راننده باید همچنان آرم متداول را در مقابل چشمش ببیند!

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان

 دو شاسی ‌بلند جدید لیفان



source

exterior_6207-516x331.jpg

نگاهی به چری تیگو ۵ مدل ۲۰۱۶

همان‌طور که پیش‌ازاین نیز، بارها گفته شد، سازندگان چینی چند سالی است که وارد مرحله «تولید کیفی» شده‌اند و این مسئله هم ناشی از فشار رقابت شدیدی است که از ناحیه رقبای خارجی و داخلی بر آن‌ها وارد می‌شود. در جایی خوانده‌ام که در این کشور بیش از ۱۵۰ خودروساز با اسامی متفاوت مشغول فعالیت هستند که اگر این امر واقعیت داشته باشد ما با یک جهان خودروسازی روبرو هستیم، کهکشانی بیکران از رشد و تنوع.

Chery Tiggo 5
Chery Tiggo 5

در این میان، شرکت چری، به‌عنوان بزرگترین صادرکننده خودروهای چینی با سرعت بیشتری وارد این عرصه شده تا بلکه از دیگر هم‌قطاران وطنی خود عقب نماند. از همین روست که مدل‌های بهینه‌تری همچون تیگو ۵ و آریزو و… روانه بازارهای جهانی نموده است که اگر نیک بنگریم نسبت به اسلاف خود از کیفیت بهتری برخوردارند و در جای خود، خودروهای جدی‌تر و واقعی‌تری هستند و خوشبختانه همانند برخی تولیدات قدیمی این شرکت، شبیه خودروهای اسباب‌بازی و یا کارتونی! نیستند.

Chery Tiggo 5
Chery Tiggo 5

چند صباحی هست که کراس‌اوور محبوب این شرکت به نام TIGGO 5 وارد بازار کشورمان شده و توسط شرکت مدیران خودرو هم به فروش می‌رسد. این خودرو برای نخستین بار، در ۲۸ نوامبر سال ۲۰۱۳ میلادی، به بازار چین معرفی شد و تنها در عرض یک سال توانست موفقیت بسیاری را از آن سازنده خود نماید. طبق روال متداول در میان سازندگان چینی، خودروی مذکور طی مدت زمان کوتاهی پس از تولید، یعنی در ماه اکتبر سال ۲۰۱۵ میلادی، دستخوش عمل فیس‌لیفت شد و چراغ‌های جلو، عقب، جلوپنجره و سپرهای آن متحول و داخل کابین آن هم تحت بهسازی و نوسازی مجدد قرار گرفت که این موارد در کنار یکدیگر، نمای زیباتری را برای این خودرو تدارک دیده‌اند. ضمن اینکه، یک پیشرانه ۱٫۵ لیتری توربو با توانی معادل ۱۵۲ اسب بخار، برای نسخه دستی این خودرو قابل دسترس است تا بلکه سرعت و شتاب بیشتری را برای آن فراهم آورد. البته کماکان نسخه‌های اولیه و پیش از فیس‌لیفت این خودرو در کشورمان به فروش می‌رسند که امیدواریم که هر چه زودتر مدل‌های فیس‌لیفت شده آن وارد بازار شوند.

Chery Tiggo 5
Chery Tiggo 5

در سال ۲۰۱۵ میلادی، تعداد ۶۷/۹۸۴ دستگاه چری تیگو ۵ در بازار چین به فروش رسیده است که جایگاه سی‌ام را در میان یک‌صد شاسی‌بلند پرفروش آن کشور، نصیب آن نمود.
چندی پیش سایت «AUTOMIDDLEEAST» نسخه‌ای از این خودرو را مورد بررسی قرار داد که در اینجا برگردان متنش را تقدیم شما عزیزان می‌کنم.

Chery Tiggo 5
Chery Tiggo 5

خلاصه بررسی

کل امتیاز این خودرو: ۴ از ۵
چری تیگو یک شاسی‌بلند کوچک است که در برابر خودروهایی همچون کیا اسپورتیج و میتسوبیشی ASX قد علم کرده است. این در حالی است که با نگاهی به جاده‌های امارات درمی‌یابیم که این خودرو به‌اندازه رقبایش محبوب نیست ولی درعین‌حال، نباید این کراس‌اوور چینی را نادیده گرفت و یا به آن بی‌توجه ماند.

Chery Tiggo 5
Chery Tiggo 5

نمای ظاهری

با ترکیبی از خطوط تازه و پرطراوت، اجزای کرومی و منحنی‌های نرمی که در طول بدنه این خودرو به‌کاررفته، چری تیگو ۲۰۱۶ جلوه‌ای زیبا از برند خود به نمایش می‌گذارد که البته این امر در جای خود، مایه شگفتی نیست زیرا که طرح آن، از زیردست طراحان پورشه و مرسدس بنز بیرون آمده است، طراحانی با نام‌های کلاوس بادن هاوس (KLAUS BADENHAUSEN)، جیمز برین هوپ (JAMES BRAIN HOPE) و هاکان ساراکوقلو (HAKAN SARACOGLU).
توضیح: کلاوس بادن هاوس، رئیس سابق بخش طراحی و مهندسی کمپانی مرسدس بنز بوده است. جیمز برین هوپ هم طراح ارشد سابق شرکت‌های اوپل و فورد و دایملر – کرایسلر و در نهایت هاکان ساراکوقلو هم طراح سابق پورشه و مسئولیت پروژه‌های کیمن، باکستر،۹۱۱ و ۹۱۸ اسپایدر را عهده‌دار بوده است.

Chery Tiggo 5
Chery Tiggo 5

کابین

طراحی سحرآمیز به داخل کابین این خودرو هم راه یافته است، کابین دو رنگ آن تریمی از مشکی پیانو را در خود جای داده، همراه با پوشش‌های چرمی نرم، سوراخ‌دار و برقی از فلز کروم. ضمن اینکه، شرکت چری برای آنکه وجه اسپرتی را برای این کابین فراهم آورد از دوخت قرمز رنگ در فرمان، دسته‌دنده و صندلی و استراحتگاه‌های دست بهره برده است. مهم‌تر از همه، کیفیت کاربری این تجهیزات است، مسئله‌ای که نیاز به تحسین دارد.

Chery Tiggo 5
Chery Tiggo 5

مهندسی

از لحاظ تکنیکی، بخش جلو کابین تیگو به یک سامانه اطلاعات – سرگرمی با کیفیت بالا، اتصالات بلوتوث، سامانه ورود بدون کلید و سیستم تهویه مطبوع اتوماتیک مجهز است. چنانچه مبالغ بیشتری را از جیب‌هایتان خارج نمایید، می‌توانید از سیستم START/STOP که ذخیره سوخت خودروی‌تان را حفظ می‌کند و نیز یک تنظیم ۸ جهتی الکتریکی برای صندلی راننده بهره‌مند شوید.

interior_5350

آنچه که در این خودرو ارائه می‌شود

این خودرو از یک پیشرانه ۴ سیلندر ۲ لیتری نیرو می‌گیرد که قادر است توانی معادل ۱۳۹ اسب بخار و گشتاوری برابر با ۱۸۲ نیوتن‌متر را تولید نماید. این نیرو به‌طور مستقیم از طریق یک گیربکس CVT به چرخ‌های جلوی این خودرو انتقال می‌یابد و می‌تواند سرعتی معادل ۱۶۵ کیلومتر بر ساعت را برای آن به ارمغان آورد.

Chery Tiggo 5

خلاصه بررسی

چری تیگو ۲۰۱۶، تمامی قضاوت و پیش‌داوری‌های ما را در مورد خودروهای چینی به چالش می‌کشد و درعین‌حال، شیوه قبلی خود را هم درزمینهٔ «کیفیت» پشت سر نهاده است. قیمت هدفی که برای آن تعیین شده کمتر از همتایانش است، در حالی که تجهیزات بیشتری را نسبت به آن‌ها ارائه می‌دهد. ارزشش را دارد که وقت صرف نموده و نگاهی به این شاسی‌بلند کوچک بیاندازید.

Chery Tiggo 5
نکات مثبت این خودرو از دیدگاه سایت «AUTOMIDDLEEAST»
در ازای مبلغ پرداختی، خرید این خودرو معامله‌ای خوب و عالی محسوب می‌شود.
نکات منفی این خودرو از دیدگاه سایت «AUTOMIDDLEEAST»
تصوراتی که مردم درباره خودروهای چینی دارند.

Chery Tiggo 5

مشخصات فنی

نوع موتور: SQR484F
حجم موتور: ۱۹۷۱ سی‌سی
ضریب تراکم: ۱۰٫۱
توان: ۱۳۹ اسب بخار در ۵۷۵۰ دور در دقیقه
گشتاور: ۱۸۲ نیوتن‌متر در ۴۳۰۰ – ۴۵۰۰ دور در دقیقه
حداکثر سرعت: ۱۶۵ کیلومتر بر ساعت (گیربکس CVT) و ۱۷۵ کیلومتر بر ساعت (گیربکس ۵ سرعته دستی)
سیستم تعلیق جلو: مستقل، مک‌فرسون
سیستم تعلیق عقب: مستقل، چند اتصالی (MULTI LINK)
نوع کالیپرهای ترمز جلو: دیسکی خنک شونده
نوع کالیپرهای ترمز عقب: دیسکی ساده
مصرف سوخت ترکیبی: ۸٫۹۶ لیتر در هر یک‌صد کیلومتر مسافت (گیربکس CVT) و ۸٫۵ لیتر (گیربکس دستی)
نوع گیربکس: CVT (7 سرعته تیپ ترونیک) – ۵ سرعته دستی
توضیح: تیپ‌های LUXURY و EXCELLENT سفارش ایران با گیربکس CVT عرضه می‌شوند و تیپ COMFORTABLE هم با هر دو نوع گیربکس دستی و CVT.

Chery Tiggo 5
ابعاد
طول/عرض/ارتفاع: ۴۵۰۶/۱۸۴۱/۱۷۴۰ میلی‌متر
فاصله بین دو محور: ۲۶۱۰ میلی‌متر
وزن خالص: ۱۵۳۷ کیلوگرم (گیربکس CVT) – ۱۴۹۵ کیلوگرم (گیربکس دستی)
حداقل شعاع گردش: ۵٫۵ متر
گنجایش محل بار: ۳۷۰ لیتر
ظرفیت باک: ۵۵ لیتر
اندازه تایرهای جلو و عقب: ۲۲۵/۶۵ R 17

Chery Tiggo 5
ایمنی
۵ ستاره ایمنی از موسسه C-NCAP چین
۴ عدد کیسه هوای ایمنی (راننده، سرنشین جلو جانبی)- تیپ EXCELLENT این خودرو تنها از دو کیسه هوا بهره می‌برد.
سیستم ضد بلوکه ترمز (ABS)
سیستم توزیع الکترونیکی نیروی ترمز (EBD)
سیستم کنترل پایداری (ESP) – فقط در تیپ LUXURY عرضه می‌شود.
سیستم ضد لغزش (ASR) – فقط در تیپ LUXURY عرضه می‌شود.
سیستم ترمز اضطراری (EBA) – فقط در تیپ LUXURY عرضه می‌شود.
سیستم کنترل مستقیم گشتاور موتور (DTC) – فقط در تیپ LUXURY عرضه می‌شود.
سیستم کمکی حرکت از روی سراشیبی (HHC) – فقط در تیپ LUXURY عرضه می‌شود.
کمربندهای ایمنی سه‌نقطه‌ای برای سرنشینان جلو و عقب
و…

تجهیزات (تیپ LUXURY و EXCELLENT سفارش ایران)
برخلاف تجهیزات ایمنی، درزمینهٔ تجهیزات رفاهی بین دو تیپ LUXURY و EXCELLENT سفارش ایران این خودرو تفاوتی وجود ندارد.
غربیلک فرمان با پوشش چرمی
سیستم ورود بدون کلید هوشمند + استارت
سیستم تهویه مطبوع اتوماتیک و نمایشگر درجه دمای محیط (قابلیت تنظیم جداگانه برای هر دریچه)
سیستم تثبیت‌کننده سرعت (کروز کنترل)
سانروف برقی
فرمان الکتریکی حساس به سرعت
کنترل سیستم صوتی بر روی غربیلک فرمان + DVD و پورت USB و AUX
صفحه نمایشگر لمسی به سایز ۷ اینچ
سنسور پارک عقب
دوربین دید عقب
صندلی‌های برقی
تنظیم برقی صندلی راننده در ۶ جهت
پوشش چرمی صندلی‌ها
سیستم نمایش اطلاعات خودرو (مسافت، مصرف سوخت و…)
چراغ‌های روشنایی در روز
چراغ‌های جلو و عقب از جنس LED
سیستم ضد سرقت الکترونیکی (IMMOBLIZER)
استراحتگاه دست در کنسول جلو و عقب و نگه‌دارنده فنجان
و…

Chery Tiggo 5
Chery Tiggo 5

قیمت
در ایران: ۹۳٫۷ میلیون تومان (تیپ EXCELLENT) و ۸۸٫۷ میلیون تومان (تیپ LUXURY)
در امارات: ۵۹,۹۰۰ الی ۶۴,۹۰۰ درهم (حدود ۵۶٫۲ الی ۶۰٫۹ میلیون تومان)

منابع دیگر:
CHERYINTERNATIONAL.COM
CARNEWSCHINA.COM
CHINAAUTOWEB.COM
و…

نوشته: سام کاویانی



s

1.jpg

تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده


جک S5 شاسی‌بلندی است که علیرغم مدت نه‌چندان زیاد حضورش در کشور ما، توانسته است که خود را به‌خوبی در بازار جا بیندازد و به سرعت حضورش را در خیابان‌ها افزایش دهد. ظاهر جذاب S5 که بسیار شبیه به محصولات هیوندای و مخصوصاً هیوندای توسان است، در کنار موتور قدرتمند توربوشارژر آن، دو دلیل عمده معروفیت و محبوبیت شاسی‌بلند جمع‌وجور جک در بین مردم می‌باشند.

با وجود نقاط مثبت زیاد، جک S5 یک نقطه‌ضعف بزرگ داشت که باعث می‌شد که مشتریان در هنگام انتخاب آن تردید کنند و آن دستی بودن دنده در این خودرو بود. در کشور ما برخلاف برخی از کشورهای پیشرفته در که در آن‌ها گیربکس‌های دستی محبوبیت بیشتری نزد مردم دارند، گیربکس‌های اتوماتیک بسیار محبوب‌تر هستند و نبود گیربکس اتوماتیک برای خودروهای چند ده میلیونی یک نقطه‌ضعف محسوب می‌شود.

به همین منظور همان‌طور که از قبل نیز قابل پیش‌بینی بود، کرمان موتور تصمیم به عرضه جک S5 با گیربکس اتوماتیک و امکانات بیشتر نسبت به نسخه دستی گرفت. هم‌اکنون چند روزی است که ثبت‌نام برای فروش جک S5 اتوماتیک آغاز شده است، اما هنوز هم تردیدهایی بین مشتریان در مورد تغییرات آپشن ها و امکانات S5 اتوماتیک نسبت به نسخه دستی وجود دارد. پس تصمیم گرفتیم مروری بر تغییرات S5 اتوماتیک نسبت به نسخه دنده دستی داشته باشیم.

در ابتدا باید اعلام کنیم که برخلاف چیزی که قبلاً برخی از نشریات خودرویی اعلام کرده بودند، نسخه اتوماتیک ازنظر ظاهری هیچ تفاوتی با نسخه فعلی ندارد و فیس‌لیفتی که در برخی گزارش‌ها عکس‌های آن منتشر گردید، بر روی این نسخه اعمال نخواهد شد. هرچند که این امر ممکن است باعث دلسردی برخی گردد، اما به نظر شخصی نگارنده، نسخه فعلی نسبت به نسخه فیس‌لیفت از ظاهر معقول‌تر و متوازن‌تری برخوردار است و نبودن چراغ‌های روشنایی روز آن‌قدرها هم مسئله بزرگی در یک خودرو نیست که بتوان آن را یک نقص به‌حساب آورد.

اما مهم‌ترین تغییر که در بخش فنی اتفاق افتاده است، تعویض جعبه‌دنده ۶ دنده دستی نسخه فعلی با جعبه‌دنده ۶ سرعته اتوماتیک دو کلاچه است که بدون شک تغییری بسیار مثبت و مناسب است.

از نظر ایمنی هم جک S5 اتوماتیک به دو کیسه هوای جانبی مجهز گردیده است که تعداد کیسه‌های هوا را در کل به چهار عدد می‌رساند.

سایر تغییرات در بخش امکانات رفاهی صورت گرفته است. جایی که خودرو مجهز به دو آپشن محبوب در بین هم‌وطنان ما یعنی استارت دکمه‌ای و سیستم ورود بدون کلید شده است.

علاوه بر این، مانیتور خودرو عوض شده است و مانیتور جدید مجهز به سیستم ناوبری GPS می‌باشد. همچنین دوربین دنده عقب نیز به‌صورت استاندارد بر روی آن نصب می‌باشد. ضمناً جهت آگاهی دادن به راننده در مورد فاصله خودرو با اشیای اطراف، خودرو علاوه بر سنسورهای عقب، به سنسورهای پارک جلو نیز مجهز گردیده است.

در جک S5 اتوماتیک راننده و سرنشین کناری می‌توانند در هوای سرد زمستانی از گرم شدن صندلی‌هایشان لذت ببرند. همچنین تنظیم صندلی دیگر وقت چندانی از راننده نخواهد گرفت، چراکه تنظیم صندلی راننده برقی شده است و به حافظه نیز مجهز می‌باشد.

علاوه بر این‌ها، در هوای بارانی نیازی به تنظیم سرعت برف‌پاک‌کن نخواهد بود، چراکه جک S5 اتوماتیک به سنسور باران تجهیز شده است. شیشه جلو نیز مجهز به گرم‌کن شده است و جهت راحتی بیشتر سرنشینان، جک S5 از شیشه‌های رفلکس بهره می‌برد.

یکی از مشکلاتی که اغلب خودروهای چینی در طراحی با آن مواجه هستند، کوچک بودن سایز رینگ‌هاست. کرمان موتور با درک این مشکل، سایز رینگ‌های جک S5 اتوماتیک را از ۱۷ به ۱۸ ارتقا داده است. درنهایت آخرین تغییر S5 اتوماتیک نسبت به مدل دنده‌ای، وجود ترمز پارک برقی می‌باشد.

در حال حاضر جک S5 دنده‌ای با قیمت ۷۵ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان پیش‌فروش می‌گردد. این در حالی است که برای ثبت‌نام نسخه اتوماتیک درمجموع باید ۸۸ میلیون تومان پرداخت گردد که در طرح فروش فعلی، دو میلیون تومان تخفیف نیز بر روی آن اعمال خواهد شد.

پس آیا به نظر شما امکانات و آپشن هایی که از آن‌ها نام بردیم، ارزش پرداخت ۱۰ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان اضافه‌تر را دارد یا خیر؟ آیا به نظر شما جک S5 اتوماتیک در شرایط فعلی و با وجود رقبایی چون هایما S7 و چری تیگو ۵ شانس موفقیت دارد یا خیر؟

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده

 تغییرات جک S5 اتوماتیک نسبت به جک S5 دنده



source